تبليغاتX
دیالوگ3

دیالوگ3

آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست

الیوم این وبلاگ به وردپرس منتقل شد.

www.dialog3.wordpress.com

+ نوشته شده در  2010/12/2ساعت 12:46  توسط ع.و.هزاره  | 

خداوکیلی اونجایی که میگن سگ میزنه و گربه میرقصه افغانستانه.کمیسیون انتخابات نتایج رو اعلام میکنه،دادستانی شاکی میشه که چرا اعلام کردین و تقلب شده و این صحبتا.بعد چهار تا از اعضای ارشد کمیسیون رو جلب میکنه و اونا هم احضاریه دادستانی رو پشم هم حساب نمیکنن.بعد کمیسیون میاد تصدیق نامه نماینده های پیروز رو میده دوباره صدای دادستانی درمیاد که چرا تصدیق نامه میدین و تا ما نگفتیم و تحقیقاتمون کامل نشده نباید این کار رو بکنین و... . باز کمیسیون به دادستانی به عنوان پشم قضیه نگاه میکنه.
مملکته به قرعان.

+ نوشته شده در  2010/11/29ساعت 15:40  توسط ع.و.هزاره  | 

جا داره که از همین تریبون مراتب ارادت خودم رو نسبت به اون دوست عزیزی که با سرچ کلمه " *س اسب " در گوگل به این وبلاگ آمدند اعلام کنم.

+ نوشته شده در  2010/11/27ساعت 10:22  توسط ع.و.هزاره  | 

اینکه اسد بودا بیاید و در مقاله ای به پیوند ناگسستنی هزاره ها و سادات اشاره و از آن دفاع کند کار خیلی خوب و پسندیده ای است.اما اینکه بیاید این وسط برای اثبات تئوری هایش از خداداد عزیزی و از آن جالبتر از منصور ( خواننده ) مایه بگذارد مایه شگفتی است.از آن هم جالبتر اینکه منصور را یکی از توانمندترین خوانندگان معاصر دانسته که رگ و ریشه اش به مردم سنگ تخت و بندر دایکندی برمیگردد.

پ.ن:کاری ندارم که منصور واقعاْ افغانی آن هم از نوع هزاره اش هست یا خیر،فقط خواستم بگویم که بودا با آوردن نام منصور آن هم با این تعاریف کل مقاله را مردار کرد.

+ نوشته شده در  2010/11/23ساعت 22:38  توسط ع.و.هزاره  | 

" من ميخواهم درمورد شايعه سازي هواداران آقايان مهدي،بهزادوپدرام بگويم كه هدف شان از ين بزرگ نمايي ها چيست؟نه كرزي ونه روح كرزي ازين حرفها چيزي مي داندونه هم جنابان آدمهاي مهمي هستند ونه معنوي مرد مقاومت ونه پروسه يراي اين حرفها معطل است. داكتر عبدالله خان براي شمازور مي زند اين ملك كه ملك معامله است."
جملات بالا را محمد سرور جوادی نماینده بامیان در دور اول مجلس در فیسبوک نوشته است.جوادییی که با بهزاد راه خودشان را در پارلمان از احزاب سنتی هزاره جدا کردند و مجمع راه نو را راه انداختند و همچنین در انتخابات ریاست جمهوری پارسال از عبدالله حمایت کردند.
دیگر خودتان ببنید که چه مرده ای است که مرده شور هم برایش گریه میکند.

+ نوشته شده در  2010/11/10ساعت 13:37  توسط ع.و.هزاره  | 

کرزی اگر میخواست اعمال نفوذ کند اصلاْ نمی گذاشت که اسم کسانی که به مخالفت با او شهره اند مثل داکتر مهدی و پدرام و بهزاد در لیست برندگان باشد.نه اینکه حالا که کمیسیون انتخابات اسامی افراد پبروز را منتشر کرده و این سه تن هم جایگاه بالایی دارد خواهان حذف نام آنان باشد و هزینه این کار را بالا ببرد.احساسات را بگذارید کنار.با خودتان فکر کنید که روی چه حسابی کرزی باید چنین کاری بکند؟خبر سراسر دروغی که جمهوری سقوط در این باره منتشر کرده جز رسوایی عاید دیگری برایشان نخواهد داشت.خبری که منبع مشخصی ندارد از ارزش خبری هم برخوردار نیست برادران جمهوری سقوط!

+ نوشته شده در  2010/11/8ساعت 20:27  توسط ع.و.هزاره  | 

۱-یکی از وزرای مشاور سابق کرزی تعریف میکرد که مدت زیادی بود که حقوق ما از طرف ریاست جمهوری پرداخت نمیشد.به همین خاطر یک بار به کرزی همین مسئله را یادآوری کردم.کرزی هم در جواب گفت:" ولله سفارت ایران ماهانه یک مقدار پول به ما میداد که ما آن را به وزرای مشاور میدادیم، حالا مدتی است که نمی دهد و ما هم فعلاْ بودجه ای برای پرداخت حقوق وزاری مشاور نداریم."

۲-یکی دیگر از بزرگان هم نقل میکرد که روزی پیش کرزی نشسته بودیم که سفیر ایران ( آن زمان محمد رضا بهرامی سفیر ایران در کابل بود ) آمد و چون جلسه غیر رسمی بود ما هم بودیم.سفیر وقت برآمدن مبلغ یک ملیون دالر نقد به کرزی داد و کرزی هم فوری آن پول را به وزرات مالیه حواله کرد.بعد کرزی با خنده به سفیر گفت:" از این پولها به این آقایان ( بزرگانی که در آن جلسه هم بودند ) هم بدهید." سفیر هم گفت: " در خدمت این دوستان هم هستیم."

می خواهم بگویم که این پول دادنها و پول گرفتنها کاملاْ طبیعی است.حالا چه خود کرزی بگیرد چه رئیس دفترش.چه داخل هواپیما باشد چه داخل دفتر رئیس جمهور.چه یورو باشد و چه دالر.

نیویورک تایمز: دستیار کرزی از ایران پول میگیرد
کرزی دریافت پول نقد از ایران را تایید کرد

+ نوشته شده در  2010/10/26ساعت 0:47  توسط ع.و.هزاره  | 

معمولاْ در همه جای دنیا مردم پایتخت یک کشور سطح شعور و فرهنگ بالاتری نسبت به سایر شهرها دارند.مخصوصاْ در کشورهای جهان سوم این تفاوت به خوبی قابل مشاهده است.دلیل عمده اش هم تمرکز رسانه ها و نشریات و نهادهای مدنی و... در پایتخت می باشد.همین شعور بالاتر باعث می شود که کابلی ها به کسی مثل حاجی رمضان و رجب علی محتشمی ( رجب بوله ) و حاجی واسع و حاجی غافل رای ندهند ولی در مزار احمد شاه رمضان و عباس ابراهیم زاده ( عباس دالر ) مقام اول و دوم را کسب کنند. پیام این بیلاخ بزرگی که مردم به تجاری که هوای قدرت به سرشان زده بود ( حداقل در کابل ) این بود که: " آقای تاجر پولدار بی سواد، پولتو بردار ببر لب کوزه آبشو بخور."

+ نوشته شده در  2010/10/20ساعت 22:12  توسط ع.و.هزاره  | 

پارسال یکی از هموطنان برای گذراندن دوره فوق لیسانس به همین دانشگاه ما آمده بود و در اتاق مجاور ما ساکن شده بود و  آدم صاف و ساده و بی غل و غشی بود (یعنی هنوزم هست). بعضی وقتها که می رفتیم فوتبال این هم می آمد.اوایل فقط نگاه می کرد و بعداْ مشتاق شد که خودش هم بازی کند، با اینکه چیزی از فوتبال بلد نبود. آقا این بنده خدا وقتی توپ دستش می افتاد و مثلاْ من میرفتم که بگیرم ازش وقتی بهش میرسیدم توپ رو ول میکرد و به قول افغانی ها جورپرسانی را شروع میکرد.مثلاْ یکدفعه وسط بازی بر میگشت می گفت :" چطور هستی عمار جان؟ "
حالا شده حکایت این نویسنده ها و کامنت گذاران جمهوری سکوت.طرف ( حالا هرکی ) میره یه مقاله مینویسه ( حالا راجع به هر موضوعی ) و میده جمهوری سکوت هم منتشر میکنه.حالا منتظره که بازخوردهای مقاله یا نوشته یا گزارشش رو بخونه،اونوقت میان براش کامنت میذارن: " چیطور هستی بیرار؟دیده نموشی! " یا قبل از کامنتی که میخواد بذاره ( که البته اونم در حد یک مقاله هست ) اول در حد ده خط شروع میکنه از نویسنده تعریف کردن که شما فریاد رسای ملت و قوم هستید و فلان و بهمان.درکل آدمای جالبین.

پ.ن: کلاْ عرض کردم.

+ نوشته شده در  2010/10/17ساعت 22:57  توسط ع.و.هزاره  | 

نتایج ابتدایی که فعلاْ از کابل منتشر شده است تکلیف ما را تا حدودی روشن کرده است و میشود ذائقه رای دهی مردم را با کمی تساهل و تسامح شناخت.البته منظورم در بین هزاره ها است که در بینشان بوده و هستم و در جریان تبلیغات انتخاباتی شان بودم.در غیر این صورت اگر بخواهیم به محموعه لیست کابل نگاه کنیم که چیزی جز سردرگمی حاصلمان نمی شود.در بالای لیست سیاف و در میانه بکتاش سیاوش و روبینا جلالی!
یکی از دوستان در کامنتی گفته است که ما به جای اینکه ببینیم مردم به چه کسانی رای داده اند باید ببینیم به چه کسانی رای نداده اند.البته تا حدی با این حرف موافقم ولی به صورت قطعی آن را تایید نمیکنم.همان طور که رای ندادن مردم به برخی افراد مانند حاجی رمضان و انجنیر عباس ( البته باز هم تاکید می کنم که هنوز هیچ چیز قطعی نیست و چه بسا این دو به پارلمان را پیدا کنند ) را باید در جای خودش تحلیل کرد و حداقل رای نیاوردن حاجی رمضان را نشانه شعور مردم دانست، نباید از رای آوردن جعفر مهدوی در کابل و اسدالله سعادتی در دایکندی غافل شد.کسانی که شانس پیروزی کمتری داشتند ولی اینک می بینیم که نامشان در لیست وکلای منتخب هست.حالا کاری به نفر اول بودن ناهید احمدی فرید در هرات در بین زنان ندارم که شاید بشود ایشان را هم از قماش همین سعادتی و مهدوی دانست و یا کبری مروجی در دایکندی.

پ.ن: فکر می کنم این خانم ربابه درویش که نامش در بین زنان پیروز در کابل دیده می شود هم هزاره باشد.البته اگر آنی که من می شناسم باشد!

+ نوشته شده در  2010/10/7ساعت 2:1  توسط ع.و.هزاره  |