تبليغاتX
دیالوگ3

دیالوگ3

ع.و.هزاره

خوب.شمارش آرای کابل هم تمام شد و استاد محقق با اختلاف فاحش نسبت به نفر دوم به عنوان پر رای ترین وکیل در ولسی جرگه شناخته شد.استاد محقق هم با خوشحالی تمام این انتخابات را بدون عیب و نقص دانسته اند .در حالی که انتخابات پارسال را که تمام نهادهای بین المللی آن را تایید کردند مخدوش خواندند ولی این انتخابات را که حتی خود خارجی ها هم به تقلب در آن اذعان کردند سالم معرفی کردند.به هر حال تمام شد .از کابل هم مجموعا ۹ نفر از اهل تشیع به پارلمان راه یافتند.استاد محقق و فاطمه نظری و محمد ابراهیم قاسمی و انجنیر عباس را باید در یک خط قرار دهیم.بشر دوست که مستقل است.کاظمی هم همین طور و حزب جداگانه ای دارد.عالمی بلخی با این که احتمال پیروزی اش کم بود موفق شد و ا حتمال قوی جز هواداران قانونی در پارلمان باشد.آقای صفدری هم کاندید حزب وحدت است.آقای شیخ زاده چنداولی هم شخص بی طرفی است.

ولی چیزی که الان مهم است این است که چه کسی بر کرسی ریاست پارلمان تکیه می زند؟به نظر من گزینه های اصلی برای این منظور سیاف و ربانی هستند و استاد محقق و قانونی هم در ردیف بعدی جای می گیرند.با تمام وجود به نظر من احتمال ریاست ربانی بیشتر از سایرین است.به نظر من بعید است که نمایندگان سایر اقوام به ریاست استاد محقق رای مثبت دهند.شاید استاد محقق به نایب رئیسی برسد.از شما بینندگان عزیز تقاضا دارم نظر خود را راجع به رئیس پارلمان بنویسید تا معلوم شود بنا به نظر افکار عمومی چه کسانی شانس بیشتری دارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1384ساعت 3:3 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

مصاحبه اختصاصي با استاد حاجي محمد محقق
قسمت اول
مشاركت: با تشكر استاد كه در اين روز تعطيلي وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد و آماده شديد براي مصاحبه. اولين سؤال را در رابطه با انتخابات مطرح مي كنيم، چون مهمترين رويداد است در كشور ما، به نظر شما انتخابات پارلماني چگونه برگزار شد، با توجه به اينكه شما در انتخابات رياست جمهوري بيشترين شكايت ها را داشتيد انتخابات پارلماني در مقايسه با انتخابات رياست جمهوري چگونه برگزار شد؟
محقق: تشكر از دست اندركاران نشريه مشاركت ملي؛ راجع به مسئله انتخابات عرض شود كه ما در انتخابات پارلماني، در قانون انتخابات و در توزيع چوكي ها مشكلات داشتيم نظر ما در مورد قانون انتخابات، سيستم تناسبي بود كه دولت با ما در اين رابطه موافقه نكرد و سيستم اكثريتي تكرأي را آورد، ما در اين مسئله مشكلات متعدد داشتيم كه آن دوره اش گذشت. در باره توزيع غير عادلانه چوكي ها مسئله داشتيم كه آن هم گذشت، در باره برگزاري انتخابات ما اين انتخابات را نسبت به انتخابات رياست جمهوري به مراتب بهتر مي دانيم؛ چون تقلب سازمان يافته اي كه گويا پشت سر قضيه كساني انتخابات را خراب بكند، چنين چيزي را ما به نتيجه نرسيديم، انتخابات خوب بود. فقط ما در بعضي موارد اشكالاتي داريم، در محلات؛ از جمله اشكال سر قضيه ارزگان است، ولسوالي نورستان ارزگان خاص؛ در آنجا انتخابات درست برگزار نشد، مردم محروم شدند، سايت هايي كه در محلات ارزگان در نظر گرفته شده بود، آنها را براي شان ندادند. يا مثلاً در زابل، در بعضي موارد در غزني هم رأي ها به نحوي ديگري تنظيم شده بودند؛ اما در مجموع پروسه انتخابات را ما خوب مي بينيم. مخصوصاً در شمارش آراء نيز بسيار دقت مي شو د، ناظرين ما كه راپور دادند، كارها را خوب گفتند. فلهذا ما نسبتاً انتخابات پارلماني را اگر نگوييم كه انتخابات شفاف است، حد اقل مي گوييم قابل قبول است.
مشاركت: ناظرين اتحاديه اروپا و همچنين فيفا و بعضي از ناظران ديگر شكايت داشتند كه مسئولين محلي سايت ها، آراي مردم را به نفع كانديدهاي خاص، منحرف مي كردند. بعضي شان حتي خريداري شده بودند تا در جهت افراد خاص همكاري كنند، در حالي كه در انتخابات رياست جمهوري برعكس، ناظران بين المللي اظهار رضايت كرده بودند. شما اين قضيه را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ آيا اين خوشبيني كه شما در اين انتخابات نسبت به انتخابات قبلي داريد، به جايگاه شخصي خودتان ارتباط نمي گيرد؟ مثلاً اگر آراء اول را نمي داشتيد هم اينطور قضاوت مي كرديد؟
محقق: البته گپي كه اتحاديه اروپا يا فيفا گفته آن هم واقعيت است. من هم اشاره كردم، در اين مورد تخلفاتي بوده؛ ولي تخلفات سازمان يافته از طرف دولت يا كارمندان انتخابات نبوده؛ مثلاً اگر يك سوپر وايزر در يك جاي تخلف مي كند، ورأي را بالا و پايين حساب مي كند، يا در يك منطقه يك والي دخالت مي كند يا قوماندان امنيه؛ اينها تخلفات لوكل و محلي است. اين را نمي تواند آدم يك تخلف سازمان يافته بگويد. اين نواقص بوده و ما هم قبول داريم؛ اما نه به ميزان انتخابات رياست جمهوري.
در ارتباط اينكه من اين انتخابات را قابل قبول مي گويم، بخاطري كه من در اين انتخابات اول هستم، زياد ارتباط نمي گيرد؛ چونكه تنها من نيستم، با يك گل بهار نمي شود. اگر من تمام رأي كابل را هم مي بردم آنقدر كارساز نبود؛ اما من از مجموع انتخابات و مجموع مناطق راضي هستم. گزارش هايي كه به ما آمدند؛ ولو در بعضي جاها كانديداني كه من معرفي كرده بودم رأي نياورده است، من نمي توانم بگويم كه انتخابات خراب بود، شايد همان نفر نواقص داشته است.
مشاركت: استاد شما در جريان تبليغات انتخاباتي، هميشه از يك تيم مقتدر صحبت مي كرديد، چه از نظر كمي و چه از نظر كيفي؛ ولي بعضي ها انتقاد دارند كه افرادي را كه شما معرفي كرده ايد، از نظر كيفي افراد قوي نيستند، شما ارزيابي تان چيست، راضي هستيد از تيمي كه وارد پارلمان خواهد شد با شما؟
محقق: البته اگر بگوئيم كساني كه در پارلمان افغانستان انتخاب شده، اينها آدم هاي كيفي هستند يا بعضي هاي شان، اين را بايد اعتراف بكنيم كه تمام كساني كه به پارلمان مي روند، چه آنهايي كه ما معرفي كرديم يا ديگران، كيفي نيستند. اينها بايد ياد بگيرند، بياموزند از تجربه ديگر دنيا. خود اينها تجربه كار آزمايي ندارند. در افغانستان در دهة دموكراسي كه يك پارلمان دموكراتيك نيم بند بوده آن تجربه به هيچ وجه، اول منتقل نشده به دورة فعلي و اين نسل، كاملاً نسل جديد هستند؛ دوم اگر منتقل هم شده، شايد تجربه كافي نبوده. ما يك جنگ بيست و پنج ساله را پشت سر گذاشته ايم. نسل جديدي كه آمده همه اينها بدون تجربه پارلمان است؛ ولي ما اميدوار هستيم كه اينها آدم هاي خوبي هستند و با سواد هستند، بعضاً هم اگر سواد كافي ندارند، حد اقل يك تجربه طولاني دارند، مردم را ديدند، مي شود كه اينها بياموزند، نه تنها وكلاي من بلكه تمام وكلاء. جامعه جهاني همانطوري كه ارتقاء ظرفيت را در وزارتخانه ها و ديگر جاها دنبال دنبال مي كند، عين كار در ارتباط به پارلمان نيز صورت بگيرد. قانون سازي را، اداره پارلمان را. اينها كل شان نياز به يك آموزش دارند. البته اينقدر گفته مي توانم تيمي كه با من وارد پارلمان خواهند شد، براي پارلمان آينده افغانستان يك لنگر و يك ثبات خواهد بود.
مشاركت: سياست هاي بعدي شما در پارلمان اگر مختصر بگو ييد چه خواهد بود؟ گرچه فعلاً شايد زود هم باشد؟
محقق: البته من تا هنوز فرصت اين را پيدا نكرده ام كه بگويم در پارلمان پيش رو چگونه حركت خواهيم كرد، اگر منظور صف بندي ها و جناح بندي ها باشد؛ ولي من سعي مي كنم يك گروپ پارلماني مفيدي را سازماندهي كنم و از طريق آن، به برنامه هاي بازسازي، انكشاف متوازن، تأمين امنيت و مبارزه با مواد مخدر، كمك بكنيم.
مشاركت: انكشاف متوازن يكي از شعارهاي اساسي تان در تبليغات انتخاباتي نيز بود، شما اميدوار هستيد كه به اين شعار و به اين وعده اي كه به مردم سپرده ايد، موفق ميشويد؟
محقق: البته ما به مرد قول داديم كه در اين راستا تلاش مي كنيم؛ اما اينكه حتماً اين كار را مي كنيم، آن يك مرحله ديگر هست، تلاش ما همين خواهد بود، اميدوار هستيم كه دولت افغانستان مردم اين كشور را به يك نگاه ببيند و سعي شود كه تمام افغانستان ساخته شود، وقتي كه تمام افغانستان ساخته شد، طبعاً انكشاف متوازن به وجود مي آيد و آن وعده هايي كه ما به مردم داديم انشاءالله تحقق پيدا مي كند.
مشاركت: ولي اگر چنانچه به دليل بعضي از مشكلات با موانع برخورد كنيد، و انتظار مردم را بر آورده نتوانيد، در چه موقعيت قرار مي گيريد؟
محقق: ديگر باز همان ساعت و همان مصلحت، باز تصميم ميگيريم كه چه كنيم؟
مشاركت: مشكل ديگري كه در اين اواخر متأسفانه به وجود آمده شهادت حاجي اشرف رمضان هست و نيز مشكل مردم هزاره در مجموع با استاد عطا در شمال. گذشته از اينكه قاتل حاجي اشرف كيست؟ گفته مي شود كه استاد عطا مشكلات جدي اي در بعض عرصه ها براي هزاره ها ايجاد مي كند، از اين طرف ما مي بينيم كه شمار در جبهه تفاهم با آقاي قانوني، معاون شان هستيد، با توجه به نقشي كه آقاي قانوني در اداره و موضع گيري كساني مثل استاد عطا دارد چه فكر مي شود؟، از يك طرف شما با آقاي قانوني، رفيق هستيد و از طرف ديگر عطا اينهمه مشكلات را براي مردم هزاره در شمال ايجاد مي كند؟
محقق: البته من يكبار ديگر شهادت اشرف رمضان را از طريق نشريه شما به مردم افغانستان تسليت مي گويم كه وكيل بسيار فعال و خوبي را مردم افغانستان از دست دادند؛ اما در شمال تنها مسئله شهادت اشرف رمضان نيست، او شهيد شد و رفت؛ ولي تمام مردم با عطا مشكل دارند، يعني مسئولين ما همگي با عطا مشكل دارند، تهديدي كه سر حاجي اشرف بود كه متأسفانه عملي شد، همين تهديد سر بسياري ديگر شان هم هست و اين را دولت هم خبر دارد. اين مشكل نه تنها سر هزاره هاي شمال است، بلكه سر ازبك ها و پشتون ها هم هست. شما شنيديد از طريق تلويزيون ها كه موي سفيدان مردم مزار؛ چه ازبك، چه هزاره و پشتون، اينها آمدند پيش آقاي رييس جمهور و برايش تمام مسايل را گفتند كه ما از زندگي در مزار سير آمديم اين آدم را تبديل كنيد. ازبك ها گفتند كه حتا مكتب هايي كه به نام شخصيت هاي ما بود، نام شان را تغيير دادند؛ مثلاً مكتب امير شيرعلي نوايي و غيره. به هر حال، ازبك زدايي، هزاره زدايي و پشتون زدايي است. مگر مي شود در يك مملكتي كه همه زندگي مي كنند و در يك ولايتي كه خانه همه اقوام است، كتله هاي اقوام ديگر را كلاً تصفيه كنند؟ ولي او (استاد عطا) يك آدم بيخودي هست، هيچ فكر اصلاً در كله اش كار نمي كند، ديگر از آن جهت است كه مخصوصاً سر هزاره ها كه از ديدگاه آن آدمي كه منطق ندارد؛ اين است كه هزاره ها چرا در شمال مي آيند؟ هزاره ها چرا در مزار خانه مي سازند؟ من نمي فهمم كه او با چه منطقي مي گويد؟ قانون اساسي كه مي گويد هر فرد افغانستان مي تواند در هر كجاي كشور زندگي كند؛ اما اين نمي ماند. سه سال متوالي است كه يك قول اردو و يك ولايت، مردم هزاره را فشار مي دهد. شما مي توانيد از كل خانواده هاي هزاره كه در آنجا هستند سؤال كنيد. تا زماني كه من در مزار بودم، من بلا گردان آن مردم بودم؛ اما در اين سه چهار سال كه نيستم مردم در يك جهنم زندگي مي كنند. ديگر كساني كه از آنها حمايت مي كند؛ مثلاً آقاي سعيدي مسئول تشكيلات ما هست، مسئول زون شمال ما، آقاي عبده است كه حالا وكيل هم انتخاب شده، خدا ببخشد حاجي اشرف رمضان يك شخصيت محوري بود، مهاجريني كه مي آمدند، حكومت كه براي مردم هزاره كار نمي كرد، ملل متحد هم كه طرف زور نگاه مي كند؛ چون او والي بود، مؤسسات را مي گفت اينجا كار نكنيد، هزاره ها غير قانوني است، ديگر چه كار مي كردند؟ حاجي اشرف رمضان كه يك آدم پولدار بود، تاجر بود از پول خود براي شان گندم مي داد. ذغال مي داد، چوب مي داد و امثال اينها. اين به يك خار چشم تبديل شده بود براي عطا. پشت سر آن، كه در انتخابات برنده شد و رأيش بالا رفت، عطا آن هدف هايي را كه داشت، بخاطر تصفيه كردن هزاره ها، كم، كم با مشكل رو به رو مي شد. او مي دانست كه حاجي اشرف اگر وكيل شود، بعد با يك قدرت بيشتر از اينها دفاع مي كند. تحليل من اين است كه اين آدم به اين دليل ايشان را شهيد كرد وامروز ديگران هم در معرض همين خطر قرار دارند. توقع ما از دولت اين است كه بايد حد اقل يك والي در آنجا تعيين كند كه خصومت با مردم نداشته باشد. ما نمي گوييم كه هزاره تعيين كند. ما نمي گوييم كه از حزب وحدت مردم نعوذبالله تعيين كند؛ ولي يك آدم را ببرد كه با مردم مهربان باشد، آنجا كه مردم دست خالي است و بيچاره هستند و اگر نظام هم آنجا كشتار را شروع كند، باز گزاره مردم چطور مي شود؟
مشاركت: درست است، در قسمت دولت وظيفه دولت است كه بايد اين كار را بكند؛ ولي يك قسمت سؤال من را شما پاسخ نداديد، شما با توجه به اينكه با آقاي قانوني رفاقت داريد و در يك تشكل سياسي هستيد، چرا آقاي قانوني ...
محقق: ما با آقاي قانوني رفاقت داريم، ولي در يك تشكيلات نيستيم، ايشان در حزب افغانستان نوين است و ما حزب وحدت اسلامي مردم افغانستان ...
مشاركت: مي بخشيد، منظورم جبهه تفاهم است!
محقق: بلي در جبهه تفاهم ائتلاف داريم. من اين گپ را به آقاي كرزي هم گفتم كه استاد عطا اين تهديدات را مي كند، با قانوني هم گفتم و با آقاي رباني هم رفتم اين شكايت را كردم، تمام گپ ها را برايش گفتم؛ ولي آقاي قانوني اظهار عجز كرد كه من اين آدم را نتوانستم اصلاح كنم و اين آدم گپ مرا گوش نكرد. آقاي رباني ...
مشاركت: فكر مي كنيد آقاي قانوني راست مي گويد؟ نمي تواند اداره كند يا نمي خواهد اداره كند؟
محقق: البته آقاي عطا يك آدم فرصت طلب است وقتي كه آقاي قانوني و آقاي فهيم در حكومت بود، با اينها بود و بيشتر خود را مريد فهيم و قانوني مي دانست. شما خبر داريد كه آقاي احمد ضيا مسعود در مزار رفت، بخاطر آقاي فهيم سخنراني كردن نماند، همين عطا. ولي وقتي كه او معاون رييس جمهور شد، اتومات رفت، ريش آقاي رباني را شانه زد و ارتباط خود را با آقاي رباني محكم كرد و با احمد ضياء. حالا احمد ضياء او را حمايت مي كند، شايد هم بگويم كه حمايت مي كند كه او والي بماند. اگر اين گپها باشد باز هم به حكومت تعلق مي گيرد كه نكند حمايت از يك آدم جنايت كار.
مشاركت: باز هم پيرامون همسويي هاي سياسي شما يك سؤال داشتم، با توجه به اينكه مي بينيم مخصوصاً در جريان يك سال و يك و نيم سال اخير، در سياست هاي شما چرخش هاي جدي در رابطه با افراد، شخصيت ها و احزاب سياسي به وجود آمده است؛ مثلاً با بعضي ها از نظر سياسي جدا شديد و با بعضي ها همسويي پيدا كرديد، مثل آقاي اكبري تا حدي، مثل آقاي قانوني، مثل آقاي زاهدي كه در كمپاين رياست جمهوري با خود اين طرف و آن طرف مي برديد؛ با توجه به اينكه آقاي زاهدي كسي است كه شما را و استاد شهيد مزاري را در نوشته هايش جنايتكار خوانده است. اساس اين همسويي هاي سياسي را چه تشكيل مي دهد؟ منافع شخصي يا مسايل ديگر؟
محقق: البته من طرفدار جمع شدن تمامي هزاره ها هستم، قطع نظر از اينكه با هم يگان وقتي يگان جنجال هايي داشتيم يا نداشتيم، براي اينكه اگر بگويي كه فلان تاريخ، فلان آدم به من يك نظر بد داشت و گپ بد زده بود، ديگر من اصلاً با او نمي نشينم، يك كار اشتباه است. آقاي استاد زاهدي كتاب روايت شكست اقليت ها را نوشته كرده؛ ولي مرا بسيار مسئول دانسته در آنجا. در آن زمان اختلاف بوده، در افغانستان يك رواج بد است كه اگر كسي اختلاف پيدا كرد، بعد تمام حرف ها را مي زند، ولي وقتي كه شرايط نو پيش آمد، اين گپ ها را نگفت و بسيار دوستانه آمد در انتخابات با من همكاري كرد، در انتخابات من ضرورت داشتم كه تمام هزاره ها يكدست باشند، براي اينكه من گفته بودم كه يا انتخابات را مي برم و مسير تاريخ را عوض مي كنم، يااگر باختم حد اقل جايگاه مردم خود را تثبيت مي كنم در سطح بين المللي، و طبيعي بود كه من انتخابات را نمي بردم، براي اينكه آقاي كرزي را جامعه جهاني علاقه داشت بياورند؛ ولي حد اقل اينقدر مي شد كه ما ادعا كرده بوديم كه رأي ميليوني را براي مردم خود تثبيت مي كنيم و جايگاه سوم را براي مردم خود تثبيت كرديم و نهادينه كرديم. از اين جهت به اين دوستان من ضرورت داشتم بخاطري كه تمام عناصري كه از هزاره ها و شيعه ها هستند با من همسويي كنند، آنها همسويي كردند و من هم دست دوستي دراز كردم. ديگر امروز با آقاي استاد اكبري هم دوست هستيم درست است و با همه شيعه ها و هزاره ها مشكل نداريم، اگر شما فكر كنيد كه خداي نا خواسته با آقاي خليلي مشكل داشته باشم نه! با آقاي خليلي باز همچنان دوست هستيم، فقط ما با آقاي خليلي جدا كه شديم بخاطر اين است كه من به انتخابات رفتم و نظر آنها اين بود كه نه به انتخابات نرويم، اختلاف نظر شد جدا شديم، و الا شايد تمام كساني كه براي من احترام داشته باشند، به يك نحوي به آقاي خليلي احترام داشته باشند.
مشاركت: به سؤال رابطه شما با استاد خليلي بر خواهيم گشت، در اينجا يك سؤال ديگر در رابطه با كانديد شدن شما در پست رياست جمهوري مطرح مي شود؛ البته كانديد شدن در نفس خود حق هر شخص است و حق هر شهروند است و شما هم طبيعتاً حق داشتيد و نمي شود گفت كه بد است؛ اما از جهت ديگر كه شما اشاره كرديد و در سخنراني هاي تان بين مردم نيز مي گوئيد كه من هويت هزاره ها را با كانديد شدن خود تثبيت كردم، كانديد شدن شما منطقاً چه ارتباط مي گيرد با هويت مردم؟ با توجه به اينكه هويت مردم در قانون اساسي به عنوان يك قوم قبل از كانديد شدن شما مسجل شده بود و در توافقنامه بن در صحنه بين المللي نيز 19 درصد تثبيت گرديده بود پس، هويت مردم با كانديد شدن شما چه ارتباط مي گيرد؟
محقق: اينطور است كه بين گفتن تا كردن بسيار فاصله طولاني است، در گپ كه هست، بسيار گپ ها مي شود؛ در قانون اساسي آمده كه مذهب جعفري رسمي است؛ ولي در تمام معارف افغانستان شما اين را ببينيد كه حضور ندارند، در محاكم افغانستان انعكاس نكرده، در محافل تا هنوز انعكاس نكرده، هزاره ها در قانون اساسي آمده كه هزاره يك موجود قانوني است، نتيجه اش را شما مي بينيد، بخاطري كه هزاره ها صاحب اقتصاد مي شود، صاحب زمين مي شود، در مزار كشته مي شود. اين خيلي ... ...يك پروسه طولاني كار دارد تا اين قبول شود كه بلي همه اين ها برابرند. يكي از راه هاي قبول شدنش اين است كه خود ما ادعا كنيم، خود ما اگر ادعا نداشته باشيم، از كسي ديگر چه توقع داريد كه قبول كند؟ ما در قانون اساسي حق داريم و براي ما تسجيل شده بود كه هر فرد افغان حق دارد انتخاب شود و انتخاب كند؛ ولي كدام هزاره اين جرأت را كرده بود و رفته بود رياست جمهوري را ادعا كرده بود؟ همان مثل معروف كه مي گويد: «اُهو! هزاره و چاكليت مينو». اين انتخابات رياست جمهوري براي ما چاكليت مينو بود، كسي نمي رفت، من رفتم اين گام را پيش گذاشتم. درست است كه جامعه جهاني، ما را نوزده فيصد گرفته بود؛ ولي هنوز هم در اذهان دوستان ما و كساني كه شريك ما در افغانستان هستند، پنج فيصد بالا قبول نداشتند، در سهميه بندي كه در وزارت دفاع هست جنرال ها را كه تعيين مي كردند، من در زماني كه وزير پلان بودم گفتم چرا جنرال هاي ما كم است؟ چرا در اين ريفورم از ما كم مي گيريد؟ گفتند دولت براي ما گفته كه ده فيصد از هزاره ها بگيريد، ده فيصد گرفتيم، من گفتم در بُن نوزده فيصد فيصله شده، گفت: بياوريد سندش را، سندش را آورديم، گفت دولت قبول نمي كند، به هر حال، ده فيصد قبول داشتند؛ اما من دوازده فيصد را تثبيت كردم، باز اينطور حساب مي كنيم، كه پنج فيصد، رهبراني كه از كرزي حمايت كردند، رأي را آن طرف بردند كه مي شود 17%، پنج درصد رأي هاي ما دزدي شد كه 22% درصد را قبول دارم.
مشاركت: اين حساب شما است، ديگران اينگونه فكر نمي كنند، به هر حال، بحث سر اين است كه هويت مردم قبل از انتخابات تثبيت شده بود؛ اما اينكه دولت قبول نكند بحث ديگر است، اگر قرار باشد، اسناد بين المللي را قبول نكند باهمين كه شما دوازده فيصد رأي آورديد هم ممكن است قبول نكند؛ ولي انيكه ما مي گوئيم هزاره ها در كنفرانس بن نوزده فيصد تثبيت شده بود، با يك پشتوانه قانوني و مشروع گپ مي زنيم؛ زيرا اساس مشروعيت حكومت افغانستان و اساس تهداب گزاري هاي تمام نهادهاي ملي و دولتي افغانستان از آنجا نشأت مي گيرد، چگونه ممكن است كه يك بخش آن قابل قبول است و بخش ديگرش نيست؟ براي ما اين مهم است كه در سطح بين المللي توانستيم نوزده فيصد خود را تثبيت كنيم؛ ولي خيلي ها تازه انتقاد مي كنند كه استاد محقق با كانديد كردنش نه تنها دست آوردي نداشت، بلكه، اگر انتخابات را به معناي تثبيت هويت قبول كنيم، ايشان همان 19 فيصد را به 12 فيصد پايين آورد، اين تناقض را چگونه مي شود توجيه كرد؟
محقق: اگر از نوزده فيصد پايين آمده، آن را در دو جاي ديگر سراغ بگيريد، يكي را در تقلبي كه دولت كرد و ديگر هم در اينكه پنج تا از رهبران ما رأي را آنطرف برد و الا ما دوازده درصد را تثبيت كرديم؛ اضافه تر از چيزي كه دولت قبول دارد، آنها ده فيصد را قبول دارند، ما دوازده فيصد را تثبيت كرديم.
مشاركت: خوب، توجه داريد كه انتخابات براي تثبيت هويت اقوام نيست؛ بلكه، اهداف سياسي ديگر دارد، انتخابات براي رسيدن به قدرت و مشاركت در قدرت و...، برگزار مي شود، مگر چنين نيست؟
محقق: در هر جاي دنيا انتخابات هر چيزي كه داشته باشد، در افغانستان تا بيست سال ديگر بايد اين چيزها را ناديده نگيريم.
مشاركت: از اين بحث مي گذريم، يك سؤال ديگر، كه تقريباً بر مي گردد به رابطه شما با حزب وحدت و شخص استاد خليلي؛ شما پيشتر اشاره كرديد كه ما كوشش مي كنيم همه هزاره ها جمع باشند و اختلاف نداشته باشند.اين گپي بسيار خوب است، و جمع بودن هم به اين معنا نيست كه همه در يك حزب باشند. جمع شدن به اين معنا كه همه همسو باشند و حد اقل يكديگر را تخريب نكنند؛ ولي تا آنجا كه ما اطلاع داريم، شما اگر خودتان نه، دوستان تان در هرات، در باميان، در ميدان، در غزني بطور بسيار ناجوانمردانه و با تهمت هاي عجيب سر حزب وحدت حمله مي كردند و بر عليه اين حزب و اعضاي آن از هيچ تخريب فروگذار نمي كردند، فكر مي كنيد اينها هزاره نيستند؟
محقق: البته اينكه كانديدان عليه يكديگر تبليغات مي كنند ...
مشاركت: ببخشيد، منظورم حزب است!
محقق: همين كانديداي حزب! او نه تنها يك حزب عليه يك حزب ديگر حمله مي كند، كه كانديداهاي يك حزب عليه يكديگر حمله مي كرد. ما اگر مثالش را بگوييم به وكيل هاي ما بر مي خورد، هيچ دو تا وكيل، در يك ولايت نبود كه عليه يكديگر تبليغات نكرده باشد، همه شان بسيار به شكل وقيحانه تبليغات كردند. در هرات؛ ديگر جاي كه من نشنيدم، در هرات بين كانديد ما و استاد خليلي جنگ هاي لفظي زياد بوده، و هر كدام به يكديگر تهمت مي زده، بعد من گفتم كه به لحاظ خدا بگذاريد، از خاطر كيك پوستين را نسوزانيد، شما يك چوكي را مي بريد يا نمي بريد، هزاره را به يك اتهام گرفتار نكنيد! فلهذا من مخالف اين تبيلغات بوده ام، هميشه گفته ام، سعي كنيد كه تبليغات سالم باشد.
مشاركت: منظورم از موضع حزب است، مثلاً يكي از آقايان كه همراه شما در هرات رفته بود و پيش از سخنراني شما سخنراني كرده بود، با اينكه كانديد هم نبود؛ اما به عنوان كسي كه شما با خود برده بوديد، از موقف شما حرف مي زد، وگرنه به عنوان يك شخص اگر مي رفت، كس نه تنها به حرفهايش گوش نمي كرد كه اصلاً جمع نمي شد و حساب نمي كرد. ايشان آنجا علناً ادعا كرده بود كه به فلاني احزاب رأي ندهيد به دليل اينكه آنها نوكر دولت است، من سؤالم اينجا بود؟
محقق: اين حرف اشتباه است، هيچ نگفته او كه به فلان احزاب رأي ندهيد، اين را مردم تيز مي كنند بخاطري كه پيش آقاي خليلي كمي خوب شوند، و نزديك شوند، يا كرزي خبر شود. من در آن سخنراني بودم، اين را گفت كه به كساني كه نافش به ناف دولت بند است رأي ندهيد! نمي فهمم كه منظور آقاي اميري چه بود؟ او يك روشنفكر است و يك سخنران است، يك چيزي گفت \"او خو\" [گفتاري] موضع من نيست.
مشاركت: ولي او را شما با خود برده بوديد و با شما مي گشت؟
محقق: چه كار كنيم! بسيار آدم ها با من مي گردد. [با خنده]
ادامه دارد
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 4:11 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

عزيز لودين» رئيس موقت امور ادارى مجلس افغانستان اعلام كرد كه پارلمان اين كشور احتمالاً در تاريخ اول نوامبر(دهم آبان ماه آينده) در ساختمان سابق مجلس در كابل گشايش مى يابد. وى روز گذشته به خبرنگاران گفت: كار بازسازى ساختمان سابق مجلس كه بر اثر جنگ داخلى به شدت آسيب ديده بود، ۸۰ درصد پيشرفت داشته و قرار است كه بعد از مرمت اساسى تا تاريخ بيستم اكتبر تحويل گردد. دكتر لودين با اشاره به امور رفاهى در نظر گرفته شده براى نمايندگان مجلس، تصريح كرد: به هريك از نمايندگان ماهانه مبلغ ۱۵۰۰ دلار آمريكا به عنوان حقوق پرداخت خواهد شد. لودين اظهار داشت: ۲۷۶ كارمند كه داراى تحصيلات ليسانس بوده و مى توانند به سه زبان تكلم نمايند براى انجام امور ادارى پارلمان استخدام شده اند. وى افزود: قرار است به ۲۴۹ نماينده راه يافته به مجلس طى يك هفته اصول مربوط به پارلمان آموزش داده شود. در اين حال روزنامه «اصلاح» چاپ كابل طى گزارشى درخصوص تركيب جناح هاى سياسى حاضر در پارلمان  افغانستان نوشت: چنانچه جريان نتايج انتخابات پارلمانى بر آمار كنونى متكى باشد، پارلمان آينده اين كشور شاهد حضور ۵۰ درصد نمايندگان جهادى، پنج درصد طالبان، پنج درصد افراد مستقل، ۱۰ درصد جناح چپ سابق، ۱۰ درصد روشنفكران و دموكرات ها و ۲۰ درصد نيز سهم تكنوكرات ها خواهد بود. اصلاح نتيجه گرفت كه با توجه به ماهيت و تشكيل اين مجلس، در تاريخ معاصر افغانستان، اين هيات از جنجالى ترين و پرچالش ترين پارلمان ها در تاريخ اين كشور محسوب مى شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 مهر1384ساعت 1:41 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

۱-بوش اظهار نظر جالبی کرده است که گفته خداوند به او الهام کرده که به افغانستان و عراق حمله کند.واقعا خدا هم از بی کسی به چه کسانی دستور حمله می دهد.به نظر من سو استفاده از عقاید مذهبی مردمان بسیار زشت است.بوش هم کم کم دارد مثل بعضی از سیاستمداران ایرانی می شود که کارهای خود را به امام زمان(عج)نسبت می دهند.

۲-به نظر من محقق نسب از نوشتن مطالب کفر آمیز دو چیز است:۱-مطرح کردن خود که ناشی از عقده حقارت است (در حالی که نمی داند با این مطالب بر حقارت خود می افزاید)۲-گرفتن پناهندگی از کشورهای غربی مثل مهدوی و شکیب ایثار و ... به بهانه اینکه از سوی گروههای تندرو تهدید شده است.

۳-باز هم عطا و دیوانگی هایش.طبق خبری که وحدت نت منتشر کرده است عطا با تهدید تلویزیون خصوصی آینه گفته است که اگر خط مشی خود را تغییر ندهد از نشر برنامه های این تلویزیون در مزار جلوگیری می کند.اینکه عطا با کدام پشتوانه چنین تهدیداتی می کند باید جواب گفته شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مهر1384ساعت 10:8 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

۱-ابراز شادمانی من از دستگیری علی محقق نسب بعضی از دوستان را آشفته کرد.باید بگویم که وقتی در کشوری زندگی میکنیم که پیشوند اسلامی دارد این چنین تاختن بر اسلام بر هیچ کسی جایز نیست.یک حکایت راجع به این موضوع به ذهنم آمد که برایتان می نویسم.میگویند در زمانی که شاه بر ایران حکومت می کرده است روزی ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور)یکی از انقلابیون را دستگیر می کند ولی او اعتراف نمی کند که با امام خمینی همکاری داشته است وساواک هم مجبور می شود که زن آن مرد را حاضر کنند و او را مجبور می کنند برای اینکه غیرت مرد به جوش آید جلوی آنان برقصد.خلاصه بعد از اینکه زن می رقصد و مرد هم اعتراف می کند و بعد از مدتی آزاد می شود .مرد ناراحت و عصبانی از زنش.زن هم به او می گوید :دیدی که مجبورم کردند و گرنه من حاضر نبودم.مرد می گوید:درست ولی آن قر دادن ها و ابرو بالا انداختنت دیگر چه بود؟حالا حکایت محقق نسب است.از خارجی ها پول گرفته است که برای از زنان دفاع کند آن وقت برای موزه پاکی اسلام را نشانه رفته است.

۲-فکر نمیکنم که تقاضای کاندیدان مستقل مبنی بر بازشماری مجدد آرای کابل به نتیجه ای برسد.در کشوری که ما زندگی می کنیم این خارجی ها هستند که برای ما تصمیم می گیرند و خود ما هیچ کاره هستیم.به هر حال هر که بامش بیش برفش بیشتر.هر که رشوه اش بیش رایش بیشتر.

۳-چند وقت است که کتاب خاطرات بیل کلینتون رئیس جمهور اسبق آمریکا را می خوانم.کتاب جالبی است که کلینتون در آن شرح حالش را از زمان طفولیت تا آخرین روز ریاست جمهوری اش به رشته تحریر در آورده است.به شما هم توصیه می کنم این کتاب را مطالعه نمایید.

+ نوشته شده در  جمعه 15 مهر1384ساعت 3:4 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

۱-خبر دستگیری علی محق نسب بسیار مرا خوشحال کرد.فردی که در ایران نان خور ولایت فقیه بود و در کابل ضد آن.از آن کسانی بود که از با دیدن آزادی موجود در کابل چنان عنان از کف داده بود که حتی به اصول دین به دیده شک می نگرید.او از یک موسسه خارجی مبلغ چهل هزار دالر گرفته بود تا نشریه ای راه اندازی کند.سرانجام یک نشریه به نام حقوق زن راه اندازی کرد که تنها یک جای بسیار محقر را برای دفتر نشریه انتخاب کرد و تا آن جا که می توانست کسی را استخدام نکرد تا بلکه پول بیشتری برایش بماند.به هر حال امیدوارم که استره محکمه برخورد مناسب با جرمش با او بکنند.

۲-فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به همه دوستان تبریک می گویم و امیدوارم با استفاده از برکات این ماه هر چه بیشتر به پالایش خود بپردازیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 مهر1384ساعت 9:11 PM  توسط ع.و.هزاره 

شمارش آرای کابل علی رغم تقلب های گسترده ای که در جریان است همچنان ادامه دارد.دلالان دفتر مشترک در اطراف مرکز شمارش رای کاندیدانی که خواستار بالا رفتن رایشان هستند شناسایی می کنند و با گرفتن مبالغ بسیار کلان در آرای موجود دست کاری میکنند.البته دست کاری آنها بسته به پولی است که کاندید مورد نظر میپردازد.مثلا همان طور که قبلا نوشتم مصطفی کاظمی با پرداخت بیست هزار دالر و قانونی هم در حدود همین مبلغ پرداخته اند تا رایشان بالا رود.انجنیر عباس با پرداخت مبلغی کمتر قرارداد بسته که رایش روزانه بین ۱۰۰ الی ۳۰۰ رای افزایش پیدا کند.در آینده راجع به این تقلب بازار بیشتر خواهم نوشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مهر1384ساعت 11:9 PM  توسط ع.و.هزاره 

امروز رادیو بی بی سی با عطا محمد نور والی روانی بلخ و استاد محقق مصاحبه داشت.عطا در یک ادعای مضحک استاد محقق را عامل ترور اشرف رمضان دانست و گفت که روابط استاد محقق با اشرف رمضان از مدتی به این یو رو به تیره گی نهاده بود و استاد محقق با نسبت دادن ترور به او قصد بد نام کردن او را دارد.استاد محقق هم گفت که این ترور صد در صد کار عطا است و او فکر میکند که قباله مناطق شمال به نام او نوشته شده است.استاد محقق همچنین گفت که عطا می خواهد هزاره ها هیچ حضوری در مزار نداشته باشند.به هر حال چیزی که واضح و مبرهن است این است که این ترور رذیلانه کار دارو دسته عطای مادر به عزا می باشد.همچنین مظاهره کنندگان در مزار شریف امروز بعد از دو روز راه مواصلاتی مزار-کابل را باز کردند.آنان در حالی به تحصن دو روزه خود پایان دادند که سه خواسته را مطرح کردند که بدون قید و شرط باید هرچه زودتر انجام گیرد که معین وزارت داخله قول مساعد در این زمینه داد.۱ـشناسایی و محاکمه هر چه زودتر عاملان شهادت اشرف رمضان حداقل در ظرف دو روز آینده۲ـراهیابی برادر شهید رمضان به جای او به پارلمان۳ـبرکناری والی بلخ.

امروز همچنین کار شمارش آرای کابل علی رغم اعتراضات گسترده ادامه داشت.گفته می شود که مسئولین رده بالا به این نتیجه رسیده اند که اگر شمارش به همین منوال پیش برود ۱۴ نفر از اهل تشیع از کابل به پارلمان راه پیدا می کنند که باید جلوی این کار گرفته شود و تناسب قومی و مذهبی رعایت شود.اگر این شایعه واقعیت داشته باشد باید فاتحه دموکراسی را در افغانستان خواند.همچنین بر پایه شنیده ها قرار است کار شمارش ۹۰ صندوق مشکوک که در پغمان در قرنطینه می باشد برای بالا بردن رای سیاف آغاز شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 مهر1384ساعت 9:56 PM  توسط ع.و.هزاره 

تقلب گسترده در شمارش آرای کابل

طبق گزارش های رسیده از دفتر مشترک تنظیم انتخابات تقلب گسترده ای در جریان شمارش آرا در حال وقوع است.در این پروسه که به طور کاملا ناشیانه ای از سوی عده ای که با گرفتن حدودا بیست هزار دالر در حال اجرا است آرا کاندیدان مختلف در ولسی جرگه و شورای ولایتی کاهش می یابد.به طور مثال رای استاد یوسف واعظی دیروز(شنبه)به عدد ۲۱۴ رسیده بود ولی امروز ناگهان به ۱۹۹ رسید.عجیب است که در افغانستان بر عکس تمام دنیا آرا کاندیدان به مرور زمان کاهش پیدا می کند نه افزایش.امروز که با حاجی هاشمی بهسودی هم حرف می زدم او هم می گفت رای من هم از دیروز تا امروز سه رای کاهش پیدا کرده است.همه همین شکایت را دارند.طبق شنیده های موثق مصطفی کاظمی مبلغ بیست هزار دالر امریکایی به کارکنان دفتر مشترک رشوه داده است تا آرا او را افزایش بدهند.همین طور یونس قانونی هم در حدود بیست هزار دالر رشوه داده است تا رایش از حاجی محمد محقق بیشتر شود.در همین خصوص شکایت های متعددی از نحوه شمارش آرا شده است.در روز انتخابات هم که هر کس بیشتر تقلب کرد رای بیشتری آورده است.به طور مثال کسانی بودند که با مسئول حوزه رای گیری اشنا بودند و در یک حوزه رای گیری بارها رای دادند بدون اینکه کارتشان سوراخ شود و یا ناخن دستشان رنگ شود که در اینده در این مورد بیشتر خواهم نوشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1384ساعت 9:54 PM  توسط ع.و.هزاره 

امروز کنفرانسی دایر شده بود و در آن کنفرانس حزب وحدت اسلامی افغانستان در خواست کرد که در رد صلاحیت مصطفی اعتمادی کاندید مورد حمایت حزب وحدت اسلامی افغانستان تجدید نظر صورت گیرد.در اینکه ایشان به نا حق از صحنه انتخابات حذف شدند شکی نیست.ایشان از جمله کسانی بودند که پیروزی شان در انتخابات قطعی بود ولی دشمنان ایشان و در راس آنها جان محمد اکبری والی دایکندی و برادر تر سویش چشم دیدن این همه محبوبیت را نداشتند.به هر حال امیدوارم که دفتر مشترک تنظیم انتخابات و سایر ارگانهای مسئول با دیدن رای مردم از رای خود برگردند و آقای اعتمادی افتخار وکالت مردم شریف دایکندی را پیدا کنند.

امروز پیکر حاجی اشرف رمضان در مزار شریف به خاک سپرده شد.واقعا نمی دانم چرا تا هنوز عطا در سمت خود باقی مانده است.مثل روز روشن است که این روانی مجنون قاتل شهید حاجی اشرف رمضان است.اشرف رمضان را از خیلی سال پیش می شناختم.اولین بار او را در دفتر حزب وحدت در تهران دیدم.آن زمان طالبان بر مزار شریف تسلط پیدا کرده بودند و او به مشهد آده بود.مشکل اقامتی پیدا کرده بود و به تهران آمده بود تا مشکل خود را رفع کند.انسان بسیار با هوشی بود .می گفت قبل از طالبان موتر های کماز از روسیه وارد می کرد.می گفت به ربانی و دوستم پول قرض می دهد اما آنان پول او را نمی دهند.واقعا خیلی تلاش می کرد برای سرفرازی نام هزاره.یک بار هم در لویه جرگه قانون اساسی دیدم و سلام علیکی با یکدیگر کردیم.به هر حال خدایش بیامرزد.

اگر شمارش آرا همین طور ادامه پیدا کند بسیار عالی است چرا که از ده نفر پیشتاز کابل شش نفرشان از اهل تشیع هستند.این بسیار جای خوشی دارد.ولی این طور ادامه پیدا نمی کند.چرا که اولا فقط سیزده درصد رای کابل شمارش شده است و به نظر می رسد که از مناطق غرب کابل شمارش ارا را اغاز کرده باشند.چرا که هم در ولسی جرگه و هم در شورای ولایتی هزاره ها پیشتاز هستند که فکر نمیکنم تا اخر این طور ادامه داشته باشد.من بیشتر از همه از بالا بودن رای مصطفی کاظمی و عالمی بلخی در تعجبم.مصطفی کاظمی با خرجی که کرده بود(یک ملیون دالر)احتمال میدادم که انتخاب شود اما در ردیف های اخر ولی عالمی بلخی را هرگز.به هر حال انتخابات است و هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.عالمی بلخی در یکی از پوسترهایی که چاپ کرده بود با ماژیک روی کلمه سید خط کشیده بود.بار دیگر اصلا آن را حذف کرده بود و در آخر با توجه به مسخره بسیاری از مردم باز هم سید را اورده بود.کاظمی هم که از بس پول خرج کرد صدای همه را در آورده بود.حتی کرزی هم در جایی گفته بود این سید این همه پول از کجا اورده است؟انجنیر عباس هم در حدود سه لک دالر مخارج کمپاینش بود.دفتر مشتر ک تنظیم انتخابات گفته بود سقف خرج برای کمپاین برای هر کاندید حداکثر هفت و نیم لک افغانی است و اگر کسی بیشتر از این مقدار خرج کند جریمه می شود.حال تو خود حدیث مفصل از این مجمل بخوان.

+ نوشته شده در  جمعه 8 مهر1384ساعت 0:2 AM  توسط ع.و.هزاره 

قاتل اشرف رمضان کسی نیست جز عطا والی بلخ.چرا که اشرف رمضان یکی از منتقدان سرسخت او بود و در پارلمان عطا را راحت نمی گذاشت.اشرف رمضان که از کاندیدان مورد حمایت حزب وحدت اسلامی افغانستان به رهبری استاد خلیلی و از دوستان استاد محقق در مزار بود یکی از کسانی بود که پیروزی اش در انتخابات صد در صد بود و به گفته خودش در دوران مبارزات انتخاباتی حداقل پنجاه هزار رای می اورد.

عطا والی بلخ که به مرز جنون رسیده است قصد دارد که یک حکومت کاملا جدا از دولت برای خودش در این ولایت راه اندازی کند.چور و چپاول های او در ولایت بلخ بر همگان روشن است.مدارس را به نام خود می کند و مخالفینش را ترور.آیا در بلخ کس دیگری نیست که والی شود.آیا در بلخ قحط الرجال است؟کرزی خودش در جایی به صراحت گفته است که زورش به عطا نمی رسد و اگر او را بر کنار نماید امنیت مناطق شمالی به خطر می افتد.اگر این طور است کرزی  هم بهتر است که استعفا دهد یا ارگ را را به عطا واگذار کند تا او به دیوانگی هایش با قدرت بیشتر ادامه دهد.ما رئیس جمهوری که قدرت بر کنار کردن یک آدم دیوانه و روانی را ندارد نمی خواهیم.

اشرف رمضان که یکی از سر سخت ترین حامیان حزب وحدت اسلامی افغانستان در سخت ترین شرایط بود انسانی با غیرت و دلسوز به قومش بود.کسی که تمام دار و ندارش را در زمان جنگ برای پیروزی حزب وحدت خرج کرد.یادش گرامی باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 مهر1384ساعت 1:5 PM  توسط ع.و.هزاره 

حاجی اشرف رمضان کاندید انتخابات ولسی جرگه در ولایت بلخ امروز در مقابل دفتر مشترک تنظیم انتخابات این ولایت به همراه محافظش ترور شد.ایشان از جمله کسانی بودند که پیروزی اش حتمی بود.به احتمال بسیار قوی این ترور کار عطا محمد والی ولایت بلخ می باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 مهر1384ساعت 7:28 PM  توسط ع.و.هزاره 

طبق آخرین اخبار از شمارش آرای انتخابات پارلمانی در ولایت دایکندی حاجی نصرالله صادقی نفر اول است.نور محمد اکبری (برادر والی)که با استفاده از رانت برادرش خود را کاندید کرده بود دوم است.محمد علی ستیغ شهرستانی نفر سوم و خانم شیرین محسنی نفر چهارم می باشد.مصطفی اعتمادی کاندید حزب وحدت اسلامی افغانستان هم که در آخرین روزها رد صلاحیت شده بود ۱۱۰۰۰ رای را به خود اختصاص داده است که جز رای باطله محسوب می شود که این نشان از نفوذ حزب وحدت اسلامی افغانستان و رهبر محبوب و خردمند این حزب بین مردمان دایکندی دارد.اقای ناطقی شفایی کاندید مورد حمایت استاد محقق در دایکندی در رتبه های پایین جای دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مهر1384ساعت 3:29 PM  توسط ع.و.هزاره 

سلام

در طول این چند وقتی که گزارشاتی از کابل می نوشتم بسیار کسانی بودند که این گزارشات برایشان بسیار جالب بود .مخصوصا مهاجرینی که دور از وطن بودند و می خواستند که از حال و هوای انتخابات بین هزاره ها بدانند.ولی تعداد کمی از حیوانات انسان نما هم بودند که نمی دانم به خاطر چی انقدر عقده ای رفتار می کردند.حرف هایی که پدرانشان در خانه به انها می زدند را در بخش نظرات منعکس می کردند که نشان از فهم بسیار پایین این افراد دارد.افرادی که از خر فقط یک دم کم دارند و گرنه در بحث رفتار دست خران را از پشت بسته اند.البته تعداد زیادی نبودند .می دانم که چه نفراتی بودند.می نویسم تا بخوانند و از رفتار زشت شان خجالت بکشند.به نام های مختلف نظرات زشتی را می دادند و نمی دانستند که اینجا جای نوشتن این اراجیف نیست یا به قولی مسجد جای گوزیدن نیست.به هر حال به خاطر وجود چنین خرانی که در جامعه ما به وفور یافت می شود مجبور شدم تا بخش نظر خواهی را غیر فعال کنم.در آینده هم جواب بسیاری از دروغ هایی که میر خوش در وبلاگش منتشر کرده و به نام محصلین غرب کابل منتشر می کند را خواهم داد.

به امید هدایت همه گمراهان

+ نوشته شده در  جمعه 1 مهر1384ساعت 3:57 PM  توسط ع.و.هزاره