تبليغاتX
دیالوگ3

دیالوگ3

ع.و.هزاره

در ادامه مقاله جناب آقای علی پیام که در هفته نامه مشارکت ملی که گفته اند روزنامه های کابل کاغذ باطله هایی هستند که فقط خط خطی شده اند باید بگویم که جانا سخن از دل ما می گویی.
روزنامه در آوردن در کابل کار چندان شاقی نیست.نه نیاز به طی کردن پیچ و خم های اداری برای گرفتن مجوز است و نه نیازی به دور هم جمع کردن یک تحریریه قوی و با اطلاعات.روزنامه و هفته نامه ای را در کابل سراغ دارم که با ۲ نفر در می آید و همان دو نفر هم ادعایشان گوش فلک را کر کرده است.در این شور بازار رادیو و تلویزیون خصوصی در کابل که مردم را هم خسته کرده است و تعدادش فعلاْ به ۱۲ رسیده است و می گویند ده،دوازده تای دیگری هم در راه است یک روزنامه به شرطها و شروطها می تواند بسیار تاثیر گذارتر باشد.اولین شرطش این است که یک آدم قدرتمند پشت سر روزنامه باشد تا هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ مالی روزنامه را ساپورت کند.دومین شرطش هم جمع کردن یک تحریریه قوی و کار بلد است که سرشان به تنشان بیارزد.در کابل بسیاری از کسانی که در کار نشریه بودند کاملاْ با روزنامه شرق آشنایی داشتند و این روزنامه را یک روزنامه حرفه ای میدانستند.چه اشکالی دارد که کسانی که روزنامه دارند و یا در فکر تاسیس روزنامه ای هستند از لحاظ سخت افزاری از این روزنامه الگو برداری کنند؟روزنامه هایی الان در کابل چاپ می شوند که اگر چه شرط اول را بعضاْ دارند اما هیچ کدامشان واجد شرط دوم نیستند.روزنامه افغانستان اگر چه پشت سرش استاد محقق قرار دارد اما به جز اخباری که آدم در طول روز از رادیو و تلویزیون می شنود و می بیند چیزدیگری ندارد و تیراژش هم بسیار پایین است.روزنامه ۸ صبح که پشت سرش سیما ثمر نشسته است اوایل کمی خوب بود ولی در این اواخر از روزنامه نگاری فقط جنجال درست کردن و با این و آن در افتادنش را پیگیری می کند.یک روز با پارلمان در می افتد،روز دیگر با ایران و روز دیگر با مجاهدین.(البته با این هم که یک عده آمده اند و نام مجاهد را قبضه کرده اند مشکل دارم.)روزنامه راه نجات هم که مدیر مسئولش سید حسین عالمی بلخی است و حرف چندانی برای گفتن ندارد.

پی نوشت:البته به آقای علی پیام هم بگویم که خود شما هم در مشارکت ملی شق القمر نمی کنید.

+ نوشته شده در  جمعه 23 شهریور1386ساعت 5:41 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 شهریور1386ساعت 9:41 AM  توسط ع.و.هزاره  |