محمد اکبری در مصاحبه با پیام مجاهد حرفهایی را بر زبان رانده که آدم نمی داند باید آنها را به حساب حماقت گذاشت یا جهالت و یا اینکه به حساب طنز پردازی قوی او.وقتی می شنوی که اکبری گفته است:" امنیت هزاره جات به خاطر حسن نیت من و همفکران من است" متحیر می مانی که یعنی اکبری انقدر توان و قدرت دارد که اگر او و همفکرانش حسن نیت نداشتند الان در هزاره جات جوی خون جاری می شد؟
همچنین قتل عام یکاولنگ را که در آن بیش از 300 نفر از مردم بی گناه به قتل رسیدند را به گردن استاد خلیلی انداخته و همچنین گفته که "خلیلی از همان کوچه های متعفن گروهی خود بیرون نیامده و دسته خاص و وابسته خود را حق و نا حق کوشش کرده که بر سرنوشت مردم مسلط کند."
این فراز از صحبتهای های اکبری جز بوی عقده نمی دهد و تکلیف خواننده با آن روشن است.
اکبری در بخش دیگری از مصاحبه خود خودش تقریباً اعتراف می کند که این حرفها و اینکه مخالف خلیلی و یا کرزی است و به طرف جبهه ملی کشانده شده نه از حب علی که از بغض معاویه است و حکایت هم حکایت همان گربه ایست که دستش به گوشت نمی رسد و می گوید گوشت بو می دهد.آنجا که می گوید:"
من به آقاي كرزي علاقه داشتم و دلم مي خواست كه با آقاي كرزي كار بكنم ولي باگذشت زمان روابط ما به سردي كشيده شد دوعامل داشت كه ازطرف آقاي كرزي بود، ايشان به تمام مردم توجه نكرد، با دوسه نفر سروكار خويش را عيار ساخت. كه انگار اگر اين دوسه نفر را داشته باشد گويا كل مردم شيعه را باخود دارد.این باعث و بانی امنیت در هزاره جات در جای دیگری از سخنان خود این پیام را داده است که اگر کدام چیز به درد بخوری به او بدهند حاضر است دوباره دست از مخالفتهای خود با دولت که خواب را از چشمان دولت ربوده بردارد.دقت کنید:" ما يك حزب هستيم. امنيتي كه فعلاً درمناطق هزاره جات وجود دارد، پنجاه درصد آن محصول حسن نيت ما وطرفداران ما است. ما تاهنوز هم ازدولت آقاي كرزي بخاطر مصالح عام حمايت كرده ايم. ولي ازحكومت آقاي كرزي گله مند هستيم. آينده را بايد ببينيم كه اوضاع چگونه پيش خواهد رفت؟ من خود را فاني درمصلحت مردم مي دانم.
همین صحبتها و موضع گیریهاست که کسی اکبری طرف حساب خود نمی داند.نه دولت و نه مردم.اکبری که به گفته عوام و خواص :درست بشو نیست."
