پیشانی بر آستان حق می سایم و شکرش می کنم که سال 86 را سالی پر خیر و برکت برای من گرداند.با خودم فکر می کنم من از آزمونی سربلند بیرون آمدم که پاداشی بس عظیم به من ارزانی داشت یا تازه آزمون شروع شده است واگر نتوانم از این آزمون سربلند بیرون بیایم آنوقت چه؟
با خودم فکر می کنم اگر نتوانم قدر نعمتهایش را بدانم فردای روز در محشر چه جوابی خواهم داشت؟
سال 86 نقطه عطفی در زندگی من بود.سالی بود که باوجود سن نسبتاً کم به زیارت بیت الله الحرام مشرف شدم و قبر پیامبر(ص)و ائمه بقیع(ع)را زیارت کردم.این در حالی است که حتی وقتی اعزام حجاج شروع شده بود هم هنوز اصلاً صحبتی از حج رفتن من نبود.ناگهان آنقدر همه چیز به سرعت پیش رفت که خودم هم تا هنوز باور نمی کنم.وقتی به گذشته ام فکر می کنم می بینم کاری نکردم که لایق حج رفتن باشم.اما خودش خواست که امسال من هم در مکه و عرفات و مشعر و منا و مدینه باشم.
این به نظر من امتحان اصلی تازه شروع شده است.
از خودش می خواهم که از امتحانش سربلند بیرون بیایم.
می خواهم که مرا لحظه ای به خودم وا نگذارد.
می خواهم که سال در پیش رو را سال فرج امام زمان(عج) قرار بدهد.
می خواهم که هموطنانم را از فقر و بدبختی برهاند.
می خواهم که در کشورم افغانستان صلح و ثبات دائمی برقرار شود.
می خواهم که به تمام آرزومندان حج بیت الله شریف را عطا بنماید.
آمین