حادثه امروز در جریان مراسم ۸ ثور قدرت طالبان را نشان داد و ثابت کرد که این گروه بر خلاف تمام گفته ها و تحلیل ها بر قدرتش افزوده شده است.وقتی با وجود شدید ترین تدبیر امنیتی این گروه می آید و نفرات خود را عازم این مراسم می کند و آنها در مقابل چشمان حیرت زده و ترسیده نیروهای امنیتی شروع به فیر کردن می کنند باید دید که چه عواملی باعث قدرت روز افزون این گروه شده است؟
در این شکی نیست که طالبان در بخشی از نیروهای پلیس و امنیتی نفوذ کرده است در غیر این صورت آنان را یارای این چنین حمله ای نبوده و نیست.
دولت باید در استراژی خود در برابر طالبان یک تجدید نظر اساسی بکند که در غیر این صورت آینده ای تلخ تر از آنچه هست در انتظار افغانستان و مردمانش هست.
لبخند می زنی و دلم مست می شود
هر آنچه نیست با تو ولی هست می شود
باور کنید دست خودم نیست عاشقی
می آید و به روی دلم بست می شود
چند وقت است که می خواهم در مورد جا و مکان جدیدی که زندگی می کنم بنویسم اما به دلایل مختلف میسر نمی شود.مکانی جدید با آدم هایی جدید و تفکرات و عقایدی جدید و تازه که باید با هم زندگی کنیم و به قول بروشورهایی که بر در و دیوار اینجا زده اند به این وسیله فنون زندگی را یاد بگیریم.
من از ماه دلو(بهمن)سال گذشته در دانشگاه فردوسی مشهد قبول شده ام و در این دانشگاه تحصیلات دانشگاهی ام را شروع کرده ام.در طی همین مدت هم در خوابگاه زندگی می کنم.تجربه خوبی برای من است.فکر می کنم تمام کسانی که تجربه زندگی خوابگاهی را دارند از این تجربه به نیکی یاد می کنند.به من هم تا امروز بد نگذشته است.فازی که ما هستیم تماماْ متعلق به دانشجویان خارجی است که اکثریتشان هم افغانی هستند.از دایکندی و ورس و لعل تا قندهار و هرات و غزنی.اتاق ها هم ۲ نفره است و شب ها تا پاسی از شب مشغول صحبت پیرامون موضوعات مختلف هستیم.از زندگی و عشق و شعر و ادبیات گرفته تا آخرین تحلیل ها پیرامون حضور یا عدم حضور خلیل زاد در انتخابات ریاست جمهوری.در تمام فاز هم اینترنت پر سرعت وجود دارد که خیلی به درد می خورد.
به هر حال در آینده سعی می کنم در مورد دانشگاه و خوابگاه و مسائل مربوط به آن هم بنویسم.
فعلاْ یا حق.
