برای خیلی ها این سوال پیش آمده که در ایران چه خبر است که محقق در سه سال اخیر سه بار به ایران سفر کرده است؟
یک بار در تابستان 85 که سفری غیر رسمی به ایران داشت،بار دوم در تابستان 86 که برای شرکت در مجمع عمومی مجمع جهانی اهل بیت(ع) به ایران آمد و آخرین بار هم که به بهانه ی سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) به ایران آمد.
اما ساده انگاری است که هدف از آمدن محقق را مخصوصاً در دو سفر آخری فقط برای شرکت در همایشات یاد شده دانست.
انتخابات ریاست جمهوری قرار است در افغانستان سال اینده برگزار شود و محقق تلاش می کند که کرزی او را به عنوان یکی از معاونانش انتخاب کند.محقق در سخنرانی های خود در قم و مشهد و تهران خواسته هایی را به عنوان شرط ائتلاف با کرزی در انتخابات ریاست جمهوری بیان کرد که خودش هم می داند هیچ کدامشان لااقل تا زمان انتخابات قابلیت اجراشدن ندارد.بنابراین این احتمال وجود دارد که محقق دوباره خود را به عنوان یک قهرمان که هیچ گاه معامله نمی کند نامزد ریاست جمهوری کند.البته این در صورتی است که کرزی او را به عنوان معاون خویش برنگزیند که احتمال این کار بر اساس شنیده ها زیاد است.این را در کنار سفر اخیر استاد خلیلی به آمریکا بگذارید که با استقبال مقامات آمریکایی هم مواجه شد و به هر حال این برای محقق چندان خوشایند نیست . محقق با سفر اخیر خود می خواسته این نکته را برساند که اگر خلیلی به آمریکا سفر می کند و در آنجا قدر می بیند او هم به کشور دشمن درجه یک آمریکا می رود و با احترام روبرو می شود که البته در سفر محقق آن طور که باید و شاید میزبان استقبال چندانی از او نکرد.
اما نقش ایران در این وسط چیست؟
ایران اگر چه به طور رسمی از کاندیداتوری محقق در انتخابات ریاست جمهوری گذشته حمایت نکرد اما بدش هم نمی آمد که محقق خود را در مقابل کرزی علم کند و در ملاقاتهایشان به محقق خدا قوت می گفتند.
در انتخابات پارلمانی هم طبیعی بود که ایران از اینکه محقق با آن رای بالا وارد پارلمان شد خوشحال باشد.اما ناگهان ورق برگشت و محقق با ائتلاف خود با سیاف باعث ناراحتی دوستان ایرانی خود شد.
مخصوصاً بعد از موضع گیریهای برخی اطرافیان محقق علیه ایران به خصوص احمد بهزاد( که اگرچه محقق از او اعلام برائت می کرد اما وابستگی او به محقق روشن بود) رابطه محقق با ایران به سردی گرائید.
اما اوج این سردی رابطه در بهار 85 اتفاق افتاد که مسببش هم یکی از نزدیکان محقق بود که عقلای قوم از کم و کیف ماجرا آگاه هستند.
به هر حال محقق هم اکنون در مقام جبران بر آمده است.
ائتلاف او با سیاف نه تنها باعث ناراحتی ایران که باعث رنجش خاطر شدید مردم هم شد و خود محقق هم نتوانست از گذر این ائتلاف به آنچه مد نظرش بود برسد.
بهزاد با پر رویی هر چه تمام تر محقق را رها کرد و حتی در برابرش ایستاد.
کرزی از معاونیت محقق استقبال نمی کند و خلاصه در یک کلام علی مانده و حوضش.
پس طبیعی است که محقق بخواهد در این شرایط سخت یک پشتوانه ی خارجی قدرتمند داشته باشد.
استاد محقق در سخنرانی خود در قم گفتند که اگر یک نفر در هزاره جات توسط کوچی ها کشته شود ما سه گزینه در پیش رو داریم:۱-اعتصاب غذا تا سر حد مرگ۲-تحصن پانصد هزار نفری در جلوی ریاست جمهوری و ملل متحد و سومی اش را که من یادم رفته است.
محض اطلاع عرض کنم که بر اثر تجاوز کوچی ها به ولسوالی شهرستان از گیزاب و ناهور و دایه دو نفر از مردم محل در حال دفاع از جان و مال و ناموس خود کشته شده اند.
چند روزی است که در تعطیلات قبل از امتحانات به قم آمدم.دیروز یعنی پنج شنبه استاد محقق که برای شرکت در سالگرد ارتحال امام خمینی به ایران آمده است در مسجدامام زین العابدین(ص) واقع در مرکز شهر که توسط دفتر آیت الله شیرازی ساخته شده است برای مهاجرین افغانی سخنرانی کرد.
ایشان عصر چهارشنبه به قم آمدند و عده ای از طلاب و دانشجویان و دیگر اقشار مردم به استقبال ایشان در میدان هفتاد و دو تن که اولین میدان بعد از ورود به قم از تهران است رفته بودند.صبح پنج شنبه هم ایشان به دیدارحجةالاسلام والمسلمین سید جواد شهرستانی نماینده آیت الله سیستانی رفتند.
تبلیغات مربوط به سخنرانی ایشان و همچنین پوسترهای ایشان از چند روز قبل به در و دیوار قم و مناطقی که تراکم مهاجرین افغانی زیاد است زده شده بود.
در اعلامیه هایی که زده بودند شروع مراسم را ساعت ۴ بعد از ظهر لغایت ۷ اعلام کرده بودند.به همین علت تقریباْ در راس ساعت ۴ مسجد پر شده بود ولی استاد محقق هنوز نیامده بود.
قبل از آمدن استاد محقق آقای عظیمی پشت تریبون قرار گرفت و به محقق خیر مقدم گفت و از ایشان به عنوان کسی یاد کرد که دایکندی را ولایت کرد و هم اکنون تنها کسی است که برای ولایت شدن جاغوری تلاش می کند.
بالاخره ساعت ۳۰و۵ محقق وارد مسجد شد که مردم به پا خاستند و با شعارهایی همچون" صل علی محمد، یار مزاری آمد" که از سوی مجری جلسه گفته می شد از محقق استقبال کردند.
بعد از آمدن محقق ابتدا گروه سرود کودکان سرودی را در وصف ایشان خواندند.
بعداْ گروهی از قاریان افغانی تواشیح اجرا کردند.
سپس یکی از طلبه ها به مناسبت ایام فاطمیه روضه خواند و طوری که دیده می شد استاد محقق بسیار گریه می کرد.
بعد از روضه خود استاد محقق شروع به سخنرانی کرد که من به طور خلاصه به نکات مهم سخنرانی ایشان اشاره می کنم:
ـــ ایشان سخنرانی خود را با تسلیت به مناسبت سالروز ارتحال (و نه شهادت)حضرت فاطمه زهرا(س) و همچنین سالگرد ارتحال امام خمینی آغاز کرد.
ـــ سپس به بررسی اوضاع افغانستان در ۳۰ سال اخیر و پس از تجاوز شوروی به افغانستان پرداختند.
ـــ ایشان سپس به دلایل کاندیداتوری خود در انتخابات ریاست جمهوری پرداختند و یکی از دلایل مهم آن را تغییر این نگرش در مردم دانستند که:"تا قبل از کاندیداتوری من بزرگترین آرزوی مردم ما این بود که بچه از م کلان شوه،والی بامیان شوه.ولی بعد از انتخابات مردم فهمیدند که ما می توانیم رئیس جمهور هم بشویم."
همچنین ایشان یکی دیگر از دلایل کاندیداتوری خود را این دانست که "تا قبل از انتخابات مردم ما را ۵ درصد و یا ۷ درصد حساب می کردند ولی رای من ثابت کرد که ما۵ /۱۲ هستیم.در حالی که نصف مهاجرین افغانی مقیم ایران به دلیل اینکه کارت نداشتند نتوانستند رای بدهند و و همچنین ۵ درصد رای ما را تقلب کردند و ۵ تن از رهبران دیگر از کرزی حمایت کردند که اگر هر کدام از آنها را ۱ درصد! بگیریم ۵ درصد می شود!"
ـــ ایشان در مورد اینکه آیا در انتخابات ریاست جمهوری آینده از کرزی حمایت می کند یا خیر گفت:"اگر کرزی خواسته های ما را که عبارت است از:۱-ولایت شدن پنجاب و جاغوری و بهسود.۲-شروع پخته کاری سرکهای هزاره جات.۳-ممنوعیت ورود کوچی ها به هزاره جات.برآورده کند از او حمایت می کنیم و در غیر این صورت ۲۰۰۰ نفر از کلانها و ریش سفیدان و نمایندگان قوم را در کابل جمع می کنیم و از آنها می خواهیم که به ما بگویند چه کار کنیم.
ـــ در اخیر سخنان خود ایشان در مورد دانشجویان افغانی مقیم ایران صحبت کرد و گفت تا وقتی که شریف فائض که یک فرد سنی مدهب بود وزیر تحصیلات عالی بود ۷۰۰ نفر از مردم ما در دانشگاههای ایران بورسیه شدند ولی وقتی حسنیار آمد با وجود اینکه شیعه بود ولی به ایران مکتوب داد که شما روی چه حسابی ۷۰۰ نفر را بورسیه کردید و کار شما غیر قانونی است و چه و چه.
مجلس بعد از این گفته های محقق تمام شد.
ایشان روز جمعه در تهران و روز شنبه در مشهد هم سخنرانی دارند.


باید قبول کرد که وبلاگ نویسی دیگر آن شور و هیجان گذشته را ندارد.ایامی که هر روز با هزار شور و شوق نظرات وبلاگ را می خواندیم و در موردشان گپ و گفت می کردیم و یا حداقل هر دو سه روز یک بار وبلاگمان را به روز می کردیم.
نه تنها من بلکه دوستان وبلاگ نویسی هم که دارم همگی گرفتار همین حالت شده اند.یعنی کسی دیگر حال و حوصله وبلاگ نویسی ندارد.به ندرت پیش می آید که مطلبی را کسی در وبلاگش بگذارد.نظرات وبلاگ هم به شدت پایین آمده است.فکر می کنم تمام دوستان چه وبلاگ نویس و چه وبلاگ خوان گرفتار همین حالت رکود شده اند.
اکثر وبلاگهای افغانی که اکنون فعال هستند بیشتر به مسائل عشقی و عاظفی می پردازند و کسی به سیاست علاقه ای نشان نمی دهد.در همین دانشگاه فردوسی بسیاری از دانشجویان افغانی هستند که وبلاگ نویس هستند اما هیچ کدامشان سیاسی نمی نویسند.بیشتر به ادبیات و شعر و موضوعات روانشناسی علاقه دارند.
به هر حال این چند سطر را نوشتم تا توجیهی باشد برای ننوشتنها.
در آینده سعی می کنم بیشتر حضور داشته باشم.
ميرغلام محبوبضيائي" در گفتوگو با فارس: آمريكا مي خواهد جلالي را به رياست جمهوري افغانستان تحميل كند خبرگزاري فارس: يك كارشناس سياسي افغان با اشاره به برگزاري برخي جلسات مخفيانه در انگليس گفت: آمريكا مي خواهد با حذف كرزاي، علي احمد جلالي خبرنگار سابق صداي آمريكا كه شائبه جاسوسي براي سيا را دارد، به رياست جمهوري افغانستان تحميل كند. |
|
|
وي تصريح كرد: « "علي احمد جلالي" و "زلماي خليلزاد" كه با توجه به سوابقشان، خدمات فراواني را به واشنگتن و عليه ملتهاي منطقه بهويژه افغانستان و ايران انجام دادهاند از اكنون به عنوان نامزدهاي مد نظر آمريكاييها براي رياست جمهوري افغانستان در نظر گرفته شدهاند.»
اين كارشناس افغان با بيان اينكه اكنون نام خليلزاد به عنوان نامزد اصلي مورد حمايت آمريكا بيشتر بر سر زبانهاست، گفت: «نام "علي احمد جلالي" كه تابعيت آمريكايي دارد و به عنوان نامزد سايه مورد حمايت كاخ سفيد مطرح است وي اكنون براي رايزني و لابي با مقامات آمريكايي و كسب حمايتهاي مورد نياز براي انتخابات آينده رياست جمهوري افغانستان در ايالات متحده به سر ميبرد.»
محبوبضيائي با اشاره به سوابق و وابستگيهاي جلالي به دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي آمريكا، به خطر حضور وي در انتخابات آينده و پيامدهاي منفي آن بر افغانستان اشاره كرد و افزود: «شخصيتي كه در طول زندگي خود به گونههاي مختلف در خدمت اجراي سياستهاي واشنگتن بوده است هرگز نميتواند خيرخواه ملت خود باشد و بيترديد در صورت نامزدي وي براي انتخابات، مردم رشيد و شهيدپرور افغانستان، هرگز به او و امثال او رأي نخواهند داد.»
وي در ادامه به بخشي از سوابق جلالي اشاره كرد و گفت: « جلالي كه اكنون حدود 65 سال سن دارد در نوجواني به آمريكا رفت و ساكن اين كشور شد و در سال 1343 هجري شمسي از دانشكده جنگ آمريكا، مدرك كارشناسي ارشد خود را در رشته دفاع داخلي گرفت و سپس تحصيلات خود را در دانشكده سلطنتي انگليس ادامه داد و در سال 1375 هجري شمسي نيز در دانشكده جنگ آمريكا از رساله دكتراي خود با عنوان "سياست جهاني آمريكا" دفاع كرد.»
اين كارشناس افغان خاطرنشان كرد: «جلالي كه به علت رويكردهاي تكنوكراتي و ليبراليستياش شهرت دارد پس از پايان تحصيلاتش در آمريكا، در مناصب مختلف وزارت دفاع افغانستان فعاليت داشت و در رشته ديپلماسي در وزارت داخله تدريس كرد.»
وي سپس به بيان خدمات جلالي به دولت آمريكا پرداخت و گفت: «او پيش از اين و در سال 1361 هجري شمسي، به عنوان خبرنگار و تحليلگر در راديو صداي آمريكا استخدام شد و بعدها در مقام رئيس بخش فارسي و پشتوي اين راديو به خدمت به دولت آمريكا و مقابله با ملتهاي ايران و افغانستان پرداخت.»
محبوبضيائي ادامه داد: «جلالي چند كتاب نوشته كه در همه آنها اعتقاد وي به سياستهاي آمريكا و نفرت وي از ملت افغانستان و ايران نمايان است كه از آن جمله ميتوان به كتاب "آن سوي كوهها" اشاره كرد كه درباره جنگهاي چريكي به زبان انگليسي در آمريكا چاپ كرده و همچنين كتابهايي به نام "نفوذ و تأثير ايران بر كشورهاي آسياي ميانه" و "تاريخ جنگ در افغانستان" را به چاپ رسانده كه كتاب دوم وي، با فشار آمريكاييها اكنون در دانشگاه جنگ افغانستان به عنوان كتاب درسي، تدريس ميشود.»
وي در ادامه به فعاليتهاي سياسي جلالي در افغانستان پس از حمله آمريكا و اشغال اين كشور اشاره كرد و افزود: «جلالي در سال 1382 هجري شمسي، با فشار آمريكا بر "حامد كرزاي" رئيسجمهوري افغانستان به عنوان وزير داخله (كشور) دولت انتقالي افغانستان منصوب شد اما سه سال پيش، به علت اينكه كرزاي از او خواست كه گذرنامه آمريكايي خود را باطل كند و مانند ديگر افغانيها گذرنامه افغانستان را بگيرد از انجام دستور رئيسجمهور خودداري كرد و پس از سفري كوتاه به آمريكا و فراهمساختن زمينه ازسرگيري فعاليتش در اين كشور، ترجيح داد استعفا كند و به كشورش (آمريكا) بازگردد و ضروري است كه اشاره شود پس از تصويب قانون اساسي كه براي وزرا صرفاً تابعيت افغانستان مورد تأييد قرار گرفت، جلالي تنها وزير كابينه بود كه تقاضاي مكرر كرزاي براي ابطال تابعيت دوم خود به آمريكا را رد كرد.»
محبوبضيائي گفت: « جلالي در يك سال اخير در بسياري از مجالسي كه براي افغانيهاي هوادار آمريكا تشكيل داده همواره دولت كرزاي را به بيكفايتي متهم ميكند تا رأيشان را بخرد و حتي در روزهاي پاياني حضورش در افغانستان نيز به عنوان خداحافظي، با كساني كه ديدار داشت تأكيد ميكرد كه به آمريكا ميرود، اما از فعاليت سياسي دست نميكشد و اميدوار است كه ظرف شش ماه آينده با قوت بيشتر وارد افغانستان شود.»
اين كارشناس سياسي افغان ادامه داد: «ملت بزرگ افغانستان پس از اين تحركات جلالي، به وابستگي او پي بردند تا جايي كه بهتازگي يكي از روزنامههاي صبح كابل به اين موضوع پرداخته و نوشته است: "جلالي كه نزديك به 30 سال از افغانستان دور بوده و نهتنها هيچ گونه شناختي از مصيبتهايي كه ملت در اين سالها تحمل كرده است ندارد بلكه سالها به عنوان مأمور در راديو صداي آمريكا به فعاليت عليه افغانستان اشتغال داشته و در سالهايي كه تازيانه وحشت و جهل طالبان قامت غرور و آزادگي ملت ما را خم كرده بود، او با پيروي از مشي دوستاني كه در آفرينش طالبان با كشور همسايه پاكستان، دست نامرئي اتحاد دراز كرده بودند، به سياست تقويت طالبان پرداخت."»
وي سپس به اختلافات جلالي با كرزاي اشاره كرد و گفت: «از هنگام انتصاب جلالي به سمت وزارت داخله، جنجالهايي بين رئيسجمهوري و جلالي رخ مينمود كه معمولاً با اسائه ادب و گستاخيهاي جلالي در جلسات دولت همراه بود اما در تمام اين مدت، "زلماي خليلزاد" سفير پيشين آمريكا و دوست صميمي جلالي كه خود نيز آرزوي تكيهزدن بر كرسي رياستجمهوري اين كشور را در سر ميپروراند با مداخلات بيموردش مانع كنار رفتن جلالي ميشد.»
محبوبضيائي در ادامه گفتوگوي خود با خبرنگار فارس به محفل مشكوكي كه جلالي بهتازگي در لندن برگزار كرده اشاره كرد و اظهار داشت: «تعدادي از هواداران، بازرگانان و فعالان سياسي افغانستان، در اين محفل، حمايت خود را از نامزدي جلالي براي انتخابات رياست جمهوري اعلام كردند اما مشكل اينجاست كه اكثر اين افراد، عناصر امتيازطلب قبيلهگرايي بودند كه تنها تلاششان اين است كه جلالي را رهبر، پيشواي ملي و رئيسجمهور آينده افغانستان معرفي كنند اما با اين حال در همين محفل هم نتوانستند جلوي بيآبرويي و ناتواني او را بگيرند و در نتيجه، نخستين كارزار تبليغاتي جلالي براي رياست جمهوري آينده افغانستان با شكست مواجه شد.»
وي با بيان اينكه در ابتداي اين محفل، يك كمونيست شناختهشده افغان با نام پولاد زندگينامه جلالي را قرائت كرد، افزود: «از اين بدتر اين است كه سفر جلالي به لندن به دعوت سازمان اطلاعاتي ام.آي.شش انگليس برگزار شده و حتي يكي از حضار جلسه، وي را جاسوس سيا ناميده كه از حمايت انگليس نيز برخوردار است و جالب اينجاست كه جلالي نهتنها هيچ واكنشي از خود نشان نداده بلكه مغرورانه از حمايت غرب از خودش دفاع نيز كرده است.»
اين كارشناس افغان افزود: «در اين جلسه، همچنين شخصي به نام "جانبدار" با اجازه جلالي شروع به سخنراني كرد و مدعي "تهاجم فرهنگي فارسها" شد كه با انتقادات شديد فارسيزبانان افغان و ايراندوستان حاضر در اين جلسه روبرو شد.»
وي تأكيد كرد، اطلاعات مهم ديگري نيز درباره ديدگاههاي سياسي، استراتژيك و امنيتي خطرناك جلالي در دست است كه در صورت نامزدي وي و فشار تبليغاتي آمريكا در آينده نزديك برملا خواهد شد.
