در هر دو مورد که من تحلیلها و نظرات دیگران را می خواندم به نظرم رسید که در مورد این دو شخص بسیار اغراق شده است.من معتقدم همانقدر که خانم سرابی در بامیان موفق بوده جعفری هم می تواند در نیلی موفق شود.البته باید این را هم در نظر داشت که سرابی تجربه وزارت را داشت و والی شد ولی جعفری به جز تجربه کار با چند موسسه خصوصی و همچنین تحصیلات کاملاْ غیر مرتبط ( مامایی ) با این شغل به این سمت منصوب شده است.من با گماردن زنان به این دست از سمت ها به خصوص در مناطق مرکزی زیاد موافق نیستم و معتقدم آنها نمی توانند کاری از پیش ببرند و فقط به عنوان یک سمبل مطرح می شوند و لا غیر.
الهه سرور هم که در این روزها به عرش برده شده است.ستاره افغان از همان دور اولی که برگزار شد خواه نا خواه به ورطه سیاست غلطید و به فینال رسیدن شکیب همدرد و حمایت همه جانبه استاد خلیلی از او در این مرحله گواهی بر این ادعاست.حمایتی که البته انتقاد برخی از اطرافیان خلیلی را هم باعث شد.پروسه اول ستاره افغان فتح بابی شد برای دخالت ساستمداران دیگر در این برنامه و حمایت علنی و یا پشت پرده از کاندیداهای هم قوم خود.در این دوره که الهه سرور هم به عنوان نماینده دختران و هم نماینده هزاره ها تا مرحله شش بهترین بالا آمد و ناگهان حذف شد خیلی ها در وصف او قلم فرسایی کردند که تو فلانی و الی و بلی و خلاصه او را تا عرش کبریایی بالا بردند.کاری ندارم که الهه خوب می خواند یا بد و چرا تیپش این طوری است و آن طوری نیست و این ادا و اطوارهایی که در می آورد چیست و با جمیع این جهات می تواند نماینده و سمبل خوبی برای دختر افغانی به طور عام و دختران هزاره به طور خاص باشد یا خیر؟که قطعاً این گونه نیست. توقعاتی که از الهه سرور در این مدت ایجاد شد توقعات بسیار بالایی بود و توسط همان کسانی ایجاد شد که ژست روشنفکری می گیرند و این جور چیزها را لازمه یک جامعه مدرن می دانند. باید قبول کرد که جامعه افغانی یک جامعه ای است که بسیار زن پرست است.زن پرست نه به معنای زن سالاری و اینکه زنها همه کاره اند.بلکه به این معنا که بسیاری از مردان افغانی در مقابل عشوه کوچکی از طرف زنان پاهایشان سست می شود و سعی در نزدیکی و یک کلام لاس زدن با زنان دارند.بسیاری از سیاستمداران طراز اول را دیده ام که چگونه در مقابل صدا نازک کردن یک دختر و یا یک زن دل از کفشان می رود.نمی خواهم بگویم خود من معصوم هستم و از این کارها مبرا.من تا کنون در موقعیتش قرار نگرفته ام و شاید اگر خود من هم در آن موقعیت قرار بگیرم همین گونه شود.یادم نمی رود در سال ۸۳ در اجلاس موسسان حزب وحدت یک خانم ناشناس که تازه از ایران آمده بود و نمی خواهم نامش را ببرم به وسیله همین تکنیکهای زنانه توانست در هیئت رئیسه خودش را جا کند و چند روزی خوب مانور داد.اما این خانم خودش را برای عضویت در شورای مرکزی کاندید نکرد.چقدر دلم سوخت به حال آن مردانی که آن چنان حقیرانه شروع کرده بودند به موزه پاکی و دم تکان دادن و ابراز تاسف از اینکه چرا خود را کاندید شورای مرکزی نکردید و از این حرفها.باید بودید و می دیدید.من که چیز خاصی در طول آن چند روز از آن خانم ندیدم ولی بعضی از همان افراد طوری جلوی چشمش از او تعریف می کردند که گویا بدون او باید نسخه حزب وحدت را پیچید و فاتحه ای هم نثارش کرد.البته این را بگویم که الان نسخه تمام احزاب در افغانستان،نه فقط حزب وحدت خود به خود پیچیده شده است.
خلص عرضم اینکه من این حمایتهای صورت گرفته از الهه سرور را چیزی جز همان خصلت زن پرستی خودمان نمی دانم .الهه کار شق القمری نکرده است و الگوی خوبی هم برای دختران ما نیست.این را با صدای بلند می گویم.