تبليغاتX
دیالوگ3

دیالوگ3

ع.و.هزاره

طوری که قبلاً هم گفتم یکی از امراض بسیار بدی که جامعه ما به آن دچار شده است مرض افراط و تفریط است.حالا نمی خواهم بحث تئوریک کنم که اعتدال چیست و با توجه به این اعتدال، افراط و تفریط کدام است. البته در حدی هم نیستم که بخواهم به این موضوع بپردازم.ولی با توجه به شرایط امروز افغانستان  به نظرم می توانم تشخیص دهم کدام مورد مصداق افراط گرایی است و کدام مورد هم اعتدال است.
اگر با توجه به اوضاع انتخاباتی بخواهم بگویم اعتدال یعنی اینکه به کرزی باید رای داد.اعتدال در رویکرد به کرزی یعنی اعتقاد به این که او خیر الموجودین است و در عین حال از نقد او غافل نشدن.انتخاباتها در همه جای دنیا انتخاب بین خیر المطلوبین نیست.همیشه باید بین گزینه های موجود یکی را برگزید.یعنی خیر الموجودین.شما یک نگاهی به لیست کاندیداهای این دوره بیندازید.واقعاً کدام یک از این افراد در مقایسه با کرزی از شایستگی بهتری برای ریاست جمهوری برخوردارند؟تعصبات قومی و مذهبی را کنار بگذارید.صد در صد به کرزی می رسید.حالا این وسط عده ای  هستند که می گویند ما اصلا رای نمی دهیم و این دموکراسی که در افغانستان حاکم است مطلوب ما نیست و اینجا باید به افراد رای داد در حالی که در دموکراسی واقعی به احزاب و برنامه ها رای می دهند و حرفهایی از این قبیل.اینها مصادیق تفریط و انفعال است.من دیگر نمی دانم در برابر این افراد چه باید گفت.همان کشورهایی که به قول اینها مردم به احزاب و برنامه ها رای می دهند هم از یک جایی شروع کرده اند.یک دفعه نیامدند از خواب بیدار شده باشند و یا علی به احزاب و برنامه ها رای بدهند.اگر این طور است این افراد هم بروند یک جایی مثل غار اصحاب کهف پیدا کنند و بخوابند و دوستانشان هر وقت افغانستان به آن سویه رسید از خواب بیدارشان کنند.
خلاصه اینکه من در انتخابات پیش رو اگر در افغانستان باشم با تمام انتقاداتی که به کرزی و دولتش وارد است به او رای می دهم.چرا که اعتدال همین را حکم می کند.

پ.ن: از تمام کسانی که اینجا را می خوانند خواهش می کنم اگر نظری می نویسند ادب را رعایت نمایند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 11:10 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

شاید از خودتان بپرسید دلیل اینکه کسانی مثل خلیل زاد و احدی و جلالی بعد از آن همه تبلیغات و هیاهو و کش و گیر از کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری خودداری کردند چیست؟
طوری که من از منابع موثق شنیده ام همه این کارها زیر سر آمریکاست.یعنی این افراد به درخواست آمریکا از این کار منصرف شده اند.اما نه برای اینکه دوباره کرزی به راحتی انتخاب شود،بلکه این کشور نقشه های دیگری برای افغانستان کشیده است که به وسلیه این سه تن در صدد اجرایی کردنشان است.
کرزی در سفر اخیر خود به آمریکا با خواسته های عجیبی از سوی این کشور مواجه شده است که باعث تعجب و خشم او می شود.مطابق این خواسته ها بعد از انتخابات، آمریکا به طور رسمی یک دفتر اجرایی در کابل افتتاح می کند که مسئولیت آن با زلمی خلیل زاد است.در واقع این دفتر اجرایی ( بخوانید دولت آمریکا و زلمی خلیل زاد ) هست که تصمیم گیریهای اصلی در مورد افغانستان را می گیرد و نقش کرزی تا حد یک رئیس جمهور تشریفاتی تقلیل پیدا می کند.همچنین انور الحق احدی طبق نقشه آمریکا به عنوان وزیر خارجه و علی احمد جلالی هم به عنوان مشاور امنیت ملی منصوب خواهند شد.در کنار هر وزیر هم یک مشاور آمریکایی خواهد بود که در واقع نفر اول وزارت می باشد.البته کرزی با این خواسته ها به شدت مخالفت کرده است و به آمریکایی ها پیشنهاد کرده یک بار دیگر تاریخ افغانستان بعد از استقلال این کشور را بخوانند.

بی ربط: دلیل اصلی انصراف گل آقا شیرزی به نفع کرزی این بوده که کرزی به او وعده داده بعد از انتخابات او را به عنوان وزیر داخله منصوب می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 7:48 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

یکی از سایتهایی که چند وقت است مرا به خود مشغول کرده است سایت تقریباْ جدید التاسیس جمهوری سکوت است که چند وقتی است مقاله ها و خبرهایی که در این سایت گذاشته می شود را می خوانم و دنبال می کنم.ولی چیزی که در این میان متوجه نشده ام حرف حساب این جماعت جمهوری سکوت است.به نظر من جمهوری سکوت ( که باید منظورشان را از این نام که به کجا اطلاق می شود را بیان کنند ، همچنین آدرس سایت که به نام ارزگان است ) یکی از موارد افراط گرایی است که گریبان جامعه افغانی و بالاخص هزاره ها را گرفته است.یک روز فتوای شلاق زدن بر شیخ آصف و روز دیگر زیر سوال بردن حرم امام رضا و ربط دادن آن به سفره های خالی گلشهر.همه این موارد مصادیق خارج شدن از دایره اعتدال و افتادن به ورطه افراط است.افراطی که سالهاست گریبانگیر جامعه ما شده است.در موضع گیریهای سیاستمداران طراز اول تا نویسندگان جمهوری سکوت می شود رگه هایی از افراط را دید.طبیعتاْ این افراط به دنبال خودش تفریط دارد که اگر بیشتر از این به جامعه ضربه نزند کمتر نمی زند.افراط گرایان چون چیزی برای عرضه ندارند همیشه دنبال جار و جنجال و داد و هوار کردن هستند.بیشتر دنبال یک پیراهن عثمان می گردند تا بتوانند به بهانه خونخواهی آن خودشان را مطرح کنند.این پیراهن عثمان یک روز در قالب شعار احیای هویت مطرح می شود و روز دیگر نقاب قانون احوال شخصیه بر صورتش می زند.افراطیون دلشان به حال کسی نسوخته است.غصه خودشان را می خورند که از این خوان پر نعمت چیزی عایدشان نشده است.امروز بیشترین ضربه را به جامعه هزاره همین قشر هزاره های سکولار می زنند که هیچ گفتمان مشخص و مانیفستی ندارند و جز ایرادهای بنی اسرائیلی گرفتن هنر دیگری ندارند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 0:1 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

۱- اگر کدام حادثه خاصی رخ ندهد کرزی فردا دوشنبه به همراه استاد خلیلی و مارشال فهیم برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام می کند.شاید بتوان از هم اکنون بزرگترین بازنده انتخابات پیش رو را احمد ضیا مسعود دانست که با اتفاقاتی که در چند روز اخیر افتاد تبدیل به مهره سوخته ای شد که دیگر کسی برای جلب نظر او تلاش نمی کند.مسعود که در ابتدا با وعده جبهه ملی مبنی بر اینکه کاندید این جبهه در انتخابات خواهد بود به انتقادات خود از دولت شدت داده بود ، ناگهان با اعلام جبهه ملی مبنی بر اینکه کاندید آنها عبدالله است مواجه شد و احساس کرد که او را دور زده اند.بر همین اساس سعی کرد که از قافله عقب نماند و خودش تصمیم به کاندیداتوری گرفت.وقتی دید کسی از او حمایت نمی کند و توان کافی هم برای این کار ندارد با گل اقا شیر زی وارد زد و بند شد و به معاونت او اکتفا کرد.اما پس از ملاقات ۴ ساعته شیر زی با کرزی و انصراف شیرزی از کاندیداتوری در انتخابات مسعود تمام ارزوهای خود را بر باد رفته دید و فعلاْ هم تصمیم گرفته است سکوت کند و خود را به دست روزگار بسپارد تا ببیند چه سرنوشتی برایش رقم زده است.

۲-این روزها بازار زد و بندهای سیاسی در کابل داغ داغ است.استاد خلیلی که به چیزی که می خواست رسید و سر خوش از این پیروزی به فکر فردای بعد از انتخابات است.محقق از کرزی خواسته که وعده هایی را که الان به او می دهد به صورت مکتوب بنویسد و زیرش را هم امضا کند تا فردا زیر قولش نزند.طبیعی هم هست که کرزی زیر بار این خواسته نمی رود.جوادی ( وکیل بامیان) و بهزاد و فهیمی بلخابی تشکل جدیدی تحت عنوان "مجمع راه نو" راه اندازی کرده اند که کارش مخالفت با کرزی است.عرفانی و اکبری و انوری با یکدیگر ائتلاف کرده اند و تصمیم به حمایت قربة الی الله از کرزی دارند.

 پی نوشت: بارسلونا بر جنازه رئال نماز خواند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 11:24 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

منابع موثق خبر می دهند کرزی روز شنبه به منظور نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام می کند و مارشال فهیم را به عنوان معاون اول و استاد خلیلی را به عنوان معاون دوم معرفی خواهد کرد.در ضمن حاجی محمد محقق هم پس از رایزنیهای گسترده با سایر نامزدها با وعده یک وزارت به تیم کرزی پیوسته است.
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 10:32 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

امروز صبح میر حسین موسوی یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری ایران به مشهد آمده بود و در آمفی تئاتر دانشکده ما هم سخنرانی داشت.جمعیت زیادی آمده بود و شعارهایی در حمایت از میر حسین و نقد دولت احمدی نژاد هم سر داده می شد.البته طرفداران احمدی نژاد هم بیکار نبودند و هر از گاهی با شعار " احمدی ، احمدی، حمایتت می کنیم " باعث سر و صداهای فراوانی می شدند.یک شعار جالبی که در این مراسم داده می شد شعار " مرگ بر طالبان ، چه کابل ، چه تهران " بود.

عکسهایی از این مراسم که خودم گرفتم:

موسوی و همسرش زهرا رهنورد

موسوی و همسرش زهرا رهنورد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 7:12 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

این روزها قانون احوال شخصیه حسابی روی بورس است.می خواستم پیش تر چیزی در این مورد بنویسم ولی منتظر شدم تا کمی گرد و خاکها فروکش کند و آن وقت من شروع کنم به منبر رفتن!
من نظرات موافقان و مخالفان این قانون از آیت الله محقق کابلی و شیخ آصف گرفته تا معلم عزیز و سیما سمر را خوانده ام و دیده ام و شنیده ام.ولی احساس کردم همه ی این موافقتها و مخالفتها بیشتر سیاسی کاری است و کسی واقعاْ دلش برای زن شیعه نسوخته.
امروز علمدار مخالفت با این قانون معلم عزیز شده است که من نظرم این است که بیشتر در پی یک تصفیه حساب شخصی با محسنی است.حالا نمی خواهم کارها و سخنان محسنی را تایید کنم که به شخصه من هم از این آدم خوشم نمی آید ولی این مسئله کاملاْ شخصی است و هیچ وقت نمی آیم به بهانه یک موضوع دیگر سراغ کینه های چندین ساله بروم.
این قانون به صورت نانوشته سالهاست که در حال اجرا شدن است و زنی هم اعتراض نکرده است.چرا؟چون اصلاْ از اینکه آنها هم به نام زن از حق و حقوقی برخوردارند بی خبرند.
من به جای اینکه دنبال سخنرانی های این موافق و آن مخالف بروم و بدوم،دنبال رسیدن به وضعیتی هستم که لا اقل بتوانیم و بتوانند به زنان محرومی که در هزاره جات و دیگر نقاط افغانستان زندگی می کنند بیاموزیم که از حق و حقوقشان دفاع کنند تا فجیع زندگی نکنند و فجیع نمیرند.هر کسی که کمک کند تا به این وضع برسیم چه معلم عزیز باشد و چه شیخ آصف من دستش را می بوسم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 0:1 AM  توسط ع.و.هزاره  |