۲- امروز ( جمعه ) را ما به حساب یوم الشک روزه گرفته ایم.ولی گویا کس دیگری جز ما این کار را نکرده است.ولی به هر حال فردا به احتمال بالای صد در صد روز اول ماه رمضان است.البته در افغانستان که کسی دنبال رویت هلال ماه نیستند.منتظرند ببینند عربستان چی کار می کند که آنها هم همان کار را بکنند.






۲-در نظر سنجی اخیری که از سوی یک موسسه آمریکایی منتشر شده است ، پیش بینی شده که انتخابات به مرحله دوم کشیده شود.در این نظر سنجی کرزی ۴۴ درصد ، عبدالله ۲۶ درصد ، بشر دوست سوم ( یادم نیست چند درصد ) و اشرف غنی هم ۶ درصد آرا را به خود اختصاص داده اند.ولی من خودم فکر می کنم انتخابات در همین دور اول تمام شود و معتقدم کرزی بین ۵۰ تا ۵۵ درصد ، عبدالله بین ۲۰ تا ۲۵ درصد ، بشر دوست بین ۱۰ تا ۱۵ درصد و اشرف غنی هم زیر ۵ درصد خواهد بود.مشارکت مردم در بعضی از مناطق نا آرام ( حداکثر ۱۰ ولایت ) زیر ۵۰ درصد خواهد بود و در بقیه جاها ۵۰ درصد و بیشتر.البته در کابل و شمال و هزاره جات شاهد مشارکت بالای ۶۰ درصد خواهیم بود.
بعداْ نوشت: انفجار امروز ( شنبه) در کابل فاصله زیادی از خانه ما ( ده بوری ) داشت.صدایش را نشنیدم ولی مثل اینکه ساعت ۸ و نیم صبح بوده و در منطقه شش دره.روبروی ساختمان متعلق به آیساف.البته در این مناطق ادارات دولتی دیگری هم هستند مثل تلویزیون ملی و یکی از ورودی های ریاست جمهوری هم در همان نزدیکی هاست.

این آقای صمدی ، روحانی ( معلم ) کاروان حج ما بود.آدمی شوخ طبع .بنده خدا چند وقت پیش هم همسرش را بر اثر بیماری از دست داد.

این خانم هم احتمال رای آوردنش زیاد است.شاید خودتان حدس بزنید برای چی؟
من هم قصد دارم در شورای ولایتی به این خانم رای بدهم.نه به خاطر آن چیزهایی که شما فکر می کنید.بلکه برای اینکه در پوستر دیگری که چاپ کرده نوشته " پیگیر مشکلات شما در سطح ولایت در حد صلاحیت" و این یعنی صداقت.چیزی که این روزها در افغانستان بسیار کمیاب است.

این عکس به انتخابات ربطی ندارد.به قلیون کشیدن آیت الله محسنی در وسط اجلاس سالیانه شورای علمای شیعه سراسر کشور دقت کنید.در این اجلاس آقای محسنی در انتخاباتی که هیچ رقیب دیگری نداشت یکسال دیگر به عنوان رئیس شورای علمای شیعه انتخاب !!! شد.
پاسخی به دوست عزیز آقای غلامرضا واعظی!
حتماْ همه تان با اصطلاح عشوه آشنا هستید.عملی که معمولاْ دختران انجام می دهند و عبارت است از قر و قمیش هایی که در مواجه با دیگران به خصوص پسران به کار می برند.اما یک وقتی هست که یک دختر کاری فراتر از حد استانداردهای موجود انجام می دهد.آنوقت است که اصطلاح " عشوه خرکی " را به کار می برند.من دموکراسی موجود در افغانستان را با توجه به سطح آگاهی مردم فراتر از استانداراهای آنان می دانم . حالا نامش مهم نیست.دموکراسی خرکی یا دموکراسی افسار گسیخته و یا دموکراسی بی در و پیکر.بر این دموکراسی هیچ قاعده و قانونی حاکم نیست و بازیگران آن هم از کدام قاعده و معیاری پیروی نمی کنند.یک منتهی الیه این دموکراسی خواننده ناکام ستاره افغان است و در منتهی الیه دیگر آن کسی که در پوسترهایش خود را کاندید مورد تایید شورای علمای شیعه می داند. "دموکراسی عرفی شدن سیاست و حکومت است." درست.ولی آیا دموکراسی حکومت نخبگان هم هست یا نه؟ پاسخ من به این پرسش مثبت است.پس آیا پسر فلان حاجی که تمام عمر خود را در خارج سپری کرده و هنوز به اصطلاح پشت لبش سبز نشده و خود را کاندید شورای ولایتی کرده است و مخارج کمپاینش از مجموع مخارج کاندیداهای ریاست جمهوری بیشتر است هم در دایره نخبگان قرار میگیرد؟ اصلاً مدل دموکراسی آمریکا با کشوری مثل افغانستان متفاوت است و مقایسه رویدادهای این دو کشور در حوزه دموکراسی از بنیاد داری اشکال است.مسیری که آمریکا طی کرده و به دموکراسی امروزی خود رسیده است را با مسیری که افغانستان در دوران جدید و به لطف همان زور آمریکا طی کرده است را با هم مقایسه کنید.خودتان به عمق فاجعه پی می برید.دموکراسی خرکی یعنی یک کاندید شعارش " احترام به به مذهب مردم " باشد.حال آنکه کسی از یک کاندید و یا وکیل احترام به مذهب را در خواست نکرده است.آن وکیل باید بیاید و برنامه اش را شرح دهد نه اینکه بگوید به چه چیزهایی احترام می گذارد.دموکراسی خرکی یعنی اینکه یک کاندید شورای ولایتی دم از " تغییرات بنیادین " در سطح کشور بزند.خوب است که خودتان معترفید : " نمیتوانم انکار کنم که یکی از بزرگترین حلقه های مفقود جامعه ما آگاهی و کمبود آموزش به طور اعم و کمبود نیروی متخصص و فرهیخته به طور اخص است ." آیا فکر نمی کنید پیش نیاز دموکراسی در افغانستان " آگاهی" است؟و اینکه مردم از یک حداقل هایی برخوردار باشند سپس سراغ دموکراسی بروند.حداقل هایی در حوزه سیاست و فرهنگ و اقتصاد .من فکر می کنم دموکراسی در جامعه ای که اکثریت مطلق آن بی سواد مطلق هستند و در آمد سرانه ای کمتر از هزار دلار در سال دارند ، معایبش بسیار بیشتر از منافعش است.
راستی در اول نوشته تان هم به تقوای گفتار توصیه کرده اید و اصطلاح " دموکراسی خرکی " را زائیده " گفتمان دمده غالب روشنفکر چپ زده بازاری ایران " دانستید.آیا دکتر عبدالکریم سروش هم که خاتمی را " خواجه خندان " نامید تحت تاثیر " گفتمان دمده غالب روشنفکر چپ زده بازاری ایران " بوده و هست؟

این بنده خدا فکر کنم شکست عشقی خورده که شعارش رو محبت ، محبت ، محبت!!! قرار داده.

این آقای واعظ بهشتی یکی از همسفرهای حج ما بود.آدمی فوق العاده خونسرد.اگر به ایشان رای دهید جای دوری نمی رود.
گیلاس و آلبالو دو میوه بهشتیست
نشان انتخاباتی از واعظ بهشتیست!!!

این خانم به لطف دموکراسی خرکی! که در افغانستان حاکم هست خود را کاندید شورای ولایتی کرده است.نامزد ناکام در برنامه دوم ستاره افغان تلویزیون طلوع.
در مورد دموکراسی خرکی! بعداْ توضیح میدهم!!!
این نیز بگذرد...
پر کن پیاله را ...