در رابطه با عبدالرحمن مسلمان افغانی به مسیحیت گرویده بحث ها و نکته های زیادی مطرح شد.عده ای تغییر دین او را امری عادی برشمردند و خواستار رهایی او شدند که در نهایت حرف این عده بر کرسی نشست.عده دیگری هم خواستار مجارات و اعدام او بودند.ولی سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که مصلحت افغانستان در چه چیزی است؟آزادی عبدالرحمن و یا اعدام او به جرم ارتداد؟
واضح است که بهانه ای که عبدالرجمن توسط آن از پلچرخی آزاد گشت بهانه ای من در آوردی بود.ولی چیزی که جای سوال دارد آشفتگی و دخالت دایه های مهربان تر از مادر بود.از بوش تا پاپ همه آزادی عبدالرحمن را خواستار شدند.و آزادی مذهبی را محترم شمردند.ولی ممنوعیت حجاب را در کشورهای تحت امر خود عملی قانونی به حساب می آورند.غرب همیشه در قبال رخدادهای جهانی موضعی دوگانه داشته است.از آزادی بیانی که ادعا می کنند و در آن توهین به ساحت مقدس پیامبر اعظم(ص)عملی عادی محسوب می شود ولی تحقیق و پژوهش در مورد هولوکاست جرم به حساب می آید بگیر تا مخالفت با برنامه های هسته ای ایران در حالی که خودشان قراردادهای هسته ای امضا می کنند و کشورهای دیگر را تهدید به استفاده از بمب هسته ای می کنند.از ممنوعیت حجاب در کشور غربی بگیر تا حنجره دریدنشان برای آزادی عبدالرحمن.
اصولا عبدالرحمن و سلف او محقق نسب لیاقت این همه مطرح شدن را نداشتند.ولی غربیها باز هم از این موقعیت بهره برداری کردند.و خواسته خود را به دولت افغانستان تحمیل کردند.
منطق حکم می کرد تا عبدالرحمن فورا آزاد شود تا دولت مجبور نباشد به بهانه دیوانگی او را آزاد کند.البته ختما دیوانه و احمق بوده است که مسیحیت را بر اسلام ترجیح داده است.سالیانه صدها هزار مسیحی و یهودی به دین اسلام می پیوندند حال بگذار یک دیوانه و حیوان مسیحی شود.در حالی که مسیحیان که مسلمان می شوند با آغوشی باز و با مطالعه و تحقیق پی به حقانیت اسلام می برند ولی عبدالرحمن با پول و پیسه مسیحی شده است.